سلام دختر گلم

امشب که آمدم خانه دویدی به سمتم که :"بابا این کاردستی روز فرجه"، منکه نفهمیدم منظورت چیه از مامانت پرسیدم و گفت که در مدرسه از شما خواسته اند که یک کاردستی یا نقاشی برای دهه فجر درست کنید که این نتیجه اش شده است:

آنطور که مامانت گفت طرحش مال خودت بوده و فقط او در قیچی کردن پاپیون و پای جوجه کمکت کرده است یعنی اول خواسته ای که یک جوجه درست کنی و همه رنگها و شکل را انتخاب کرده و کشیده ای و بعد هم برای اینکه به ایران ربطش بدهی یک نی با پرچم ایران گذاشته ای داخل نوک جوجه ضمنا بعد از تمام شدنش گفته ای:" حیف که فقط نمیدونم "فرج" یعنی چی!"

راستش من هم دقیقا نمیدونم یعنی چی، یعنی نه که نمیدونم ولی دیگه مطمئن نیستم که چیزی که میدونم درسته یا نه. امشب در سرویس که بودیم ، مهندس سعید میگفت که فکر میکند بعد از گذشت حدود 34 سال از انقلاب سال 57 آنقدر از آن فاصله گرفته ایم که بتوانیم بدون حب و بغض و تعصب در موردش صحبت کنیم و شاهدش هم فیلمی بود به نام " رفتن یک شاه" که در آن با افراد مختلفی مصاحبه شده بود و نظرشان را در مورد اتفاقات انقلاب پرسیده بودند که برایش جالب بود. من جواب دادم که به نظرم هنوز امکانش نیست و برای کسی که بخواهد از اینکارها بکند، هزینه دارد و برایش از برخوردی که با آقای باقی شده بود بخاطر اینکه کل کشته های زمان شاه را حساب کرده بود و گفته بود حدود  3000 نفر شده و این خیلی کمتر از چیزی است که درتبلیغات رسمی گفته میشود، گفتم. (آقای عماد الدین باقی یکی از نفراتی است که از دوران دانشگاه با او و کارهایش آشنا شدم و الان یک NGOحقوق بشری را در مورد حقوق زندانیان اداره میکند، البته وقتهایی که بیرون از زندان است! و چند سال پیش نتیجه تحقیقاتش از مراجعی مثل بنیاد شهید و سازمان زندانها و .... را از تعداد همه کشته های زمان شاه - اعم از کشته های درگیریهای مسلحانه یا اعدامها و ... - در سایت خودش اعلام کرد و چون از منابع معتبر درون نظام استفاده کرده بود کسی پاسخی برایش نداشت.) بعدش صحبتمان رفت سراغ وقایع سال 67 و اعدامهایی که میگویند انجام شده است، راستش من که آنقدر در این مورد حرفهای ناباورانه شنیده ام که واقعا گیج شده ام و نمیدانم همه چیزهایی که شنیده ام درست است یا نه، آنقدر بعضی از حرفها غیر انسانی و وحشیانه است که تصور اینکه انسانهای عادی میتوانند به این صورت عمل کنند برایم سخت است و واقعا امیدوارم که درست نباشد؛ احتمالا وقتی تو بزرگ میشوی واقعیتهای بیشتری از آن سال با سند و مدرک در دسترس است و بهتر میتوان قضاوت کرد ولی الان آنقدر فضای سیاسی لجنزار است که تقریبا هر چیزی را به هر کسی نسبت میدهند و معلوم نیست چه چیز درست است و چه چیزی غلط .

از صمیم قلب برایت آرزو میکنم که شاهد هیچ انقلابی نباشی یا بهتر بگویم ، آرزو میکنم هیچ وقت اوضاع آنقدر بد نباشد که جوانهایی مثل تو به این فکر بیافتند که فقط انقلاب است که میتواند کار را درست کند، وقتی جوانها به این نتیجه برسند احتمالا از دست هیچ کس، کاری بر نمی آید، درست مثل سال 57.

بابا