سلام دختر گلم

امروز همه در شرکت در مورد اتفاقات عجیبی که در مجلس افتاد ، صحبت میکردند. من خودم دیشب ساعت حدود 10 شب بود که در سایتهای خبری ، خبرش را خواندم و از تعجب دهنم باز ماند. مگر میشود رییس جمهور یک کشور اینطور به آبروی خودش و کشورش چوب حراج بزند؟ اگر تا دیروز فکر میکردم ، نمیشود ولی الان میدانم که میشود.

وقتی تو بزرگ بشوی احتمالا اگر علاقه به موضوعات سیاسی هم داشته باشی ، خبرهای این روزهای مملکت ، شده است برگی از تاریخ که برای تاریخ دانان نشانه تغییر و رویکرد جدیدی است که در سیاست ایران خودش را نمایان کرده است، حاصل 34 سال انقلاب، شده است رییس جمهوری که حد خودش را تا حد یک قلچماق بزن بهادر سر کوچه پایین می آورد و از مجلس بیرونش میکنند.

ولی از حق نگذریم کارهای دیروز این محمود خان، همان کارهایی است که خودمان هم در زندگی انجام میدهیم ، فقط تفاوتش این است که او همان کارها و رفتارها را در سیاست کلان کشور انجام میدهد و از شانس بدش خیلی زود تابلو میشود. تاریخ این روزها، تاریخ روزهای سیاه کشوری که مردمش هم مثل رییس جمهورشان ، وقتی عصبانی میشوند و غیرتی حاضرند بخاطر لج بازی تمام حیثیت و آبروی خودشان را هم بدهند تا خدای نکرده کسی فکر نکند که از حرفشان کوتاه آمده اند و در این بین چیزی که اصلا مهم نیست، هزینه آن است: وقتی قضیه ناموسی میشود دیگر جای مذاکره نیست و هر هزینه ای هم قابل دفاع است!

البته در کل به نظرم کارهای دیروز احمدی نژاد نتیجه مثبتی در صحنه سیاسی خواهد داشت و مهمترین اثرش "قداست زدایی" از سیاست است؛ آخر این آقای رییس جمهور وقتی که آمد با حمایتهای مذهبی که از او میشد، طرفدارانش او را با بزرگان مذهبی و ائمه مقایسه میکردند و خودش هم هر چه بیشتر از این موضوع استفاده میکرد، از طرف رهبرمذهبی حکومت هم کاملا تایید شد و همین شد که خیلی از انسانهای خوب و پاک مذهبی هم دنبالش باشند ، الان که اینکار ها را میکند قاعدتا طرفداران مذهبی او که فکر میکردن به خاطر تایید بالاترین مقام مذهبی کشور، او یک انسان فرهیخته و بدون عیب است متوجه میشوند که اشتباه میکردند و امیدوارم به این نتیجه برسند که سیاست ، تقدس بردار نیست و همه ممکن است اشتباه کنند و به همین خاطر، غلط است که نظرات یک نفر بدون هیچ نقد و بررسی ، حاکم باشد و برای نقد کردن نیاز به آزادی است. بعنوان نمونه امروز صبح که به شرکت میرفتیم با راننده سرویسمان در همین مورد صحبت میکردیم، میگفت شوهر عمه شان یک فرد جانباز جنگ و بسیار مذهبی و ساده زیست است، تمام 8 سال جنگ را جبهه بوده و بعدش حاضر نشده که از هیچ امتیازی استفاده کند و به خاطر انتخابات سال 88 با بقیه بد شده و قطع رابطه کرده است چون از همین رییس جمهور حمایت میکرده و در درگیریهای بعد از انتخابات هم بچه هایش که عضو بسیج بوده اند را به خیابان میفرستد که با مردم برخورد کنند و خلاصه الان مدتهاست که با هم رفت وآمد ندارند. میگفت خیلی آدم خوبی است و ساده و مهربان و حتی باجنبه در برخوردهای خانوادگی. به او هم همین را گفتم که این کارهای احمدی نژاد هر نتیجه مثبت و منفی که داشته باشد ، مهمترین نتیجه اش این است که مردم میفهمند همه اشتباه میکنند و فرقی نمیکند که جایگاه مذهبی یا سیاسی آن فرد چه باشد.

البته با این کارهایش واقعا شوک بزرگی به کشور وارد شده است و نمیدانم که باید اینکارها را شروع "پایان محمود" نامید یا نه ولی با این خط و نشانی که برای مخالفینش کشید و از مجلس بیرونش کردند، نمیدانم در این چند ماهی که تا انتخابات ریاست جمهوری مانده، چه اتفاقاتی می افتد؛ خدا بخیر کند. اینها به جان هم می افتند ولی هزینه اصلی را مردم میدهند که زیر دست و پای آنها هستند.

خوش بحالت که از این مسائل کلا بیخبری و تنها چیزهایی که با فکرش به خواب میروی این است که مثلا قصه "دختر نارنج و پسر سینی" - که امشب برایت خواندم- کوتاه بوده و یا در دفتر مشقت مامان بنویسد که "پرنیان خودش مسواک زده" تا معلمتان ببیند یا نگرانی که از ستاره های روی چاچوب در اتاقت، یک دانه کم شود و ...

خوش بخوابی، کاش میشد ما هم با همین خیال راحت ، بخوابیم.

بابا