سلام دختر گلم

یادت هست که برایت نوشته بودم ، تصمیم به بچه دار شدن بزرگترین تصمیم فلسفی زندگی من بوده؟ خب، من و مادرت مجددا تصمیم فلسفی گرفتیم و تو قرار است که خواهر شوی ! البته در این تصمیم اصرار تو به اینکه بچه کوچولوها را خیلی دوست داری ، تاثیر زیادی داشته و هر وقت که با آن لحن کودکانه و دوست داشتنی میگفتی :"من بچه کوچولو ها رو خیلی دوست دارم، عاشقشونم" یا مثلا به مامانت میگفتی:" مامان میشه بریم بیمارستان و یه بچه کوچولو بیاریم؟ آخه من عاشق بچه کوچولوهام"، یا وقتی که تلویزیون بچه کوچولو نشون میداد و تو فریاد میزدی و قربون صدقش میرفتی، یک کم ما رو به سمت این تصمیم بیشتر هل میدادی ، دست آخر هم مامانت بخاطر من و تو قبول کرد چون براش سخت بود و سر تو خیلی سختش شد ولی از بس که گفتیم، بالاخره قبول کرد. به نظرم این اولین بار باشه که من و تو همدستی کردیم و نظرمون رو به مامان قبولوندیم البته واقعش درست میگه و سختی بچه داری ، بیشترش (اگه نگیم همش) مال مادره تا پدر ضمن اینکه تو این اوضاع و احوال سیاسی و اقتصادی به نظر خودم هم تصمیم جسورانه ای گرفته ایم ولی خب من خیلی به آینده بدبین نیستم و امیدوارم به اون سختی که فکر میکنیم نباشه.

مامان جون و بابا جون که وقتی خبردار شدن خیلی خوشحالن ، آخه از خیلی وقت پیش به ما میگفتن که یک بچه کم است و باید یکی دیگر هم داشته باشیم باقی نزدیکان هم همینطور ولی موقع خبر دادن به مامان جون و باباجون رومون نشد با مامانت که بهشون بگیم به خاطر همین از عمه طاهره خواستیم که بهشون خبر بده.

بگذریم، دیشب به خاطر این خبر خوب با هم رفتیم بیرون و سه تایی کلی خوش گذروندیم . از تو پرسیدم که دوست داری بچه مون دختر باشه یا پسر که تو قاطعانه گفتی :"دختر" ، اسمش را هم میخواهی مانا بگذاری که اسم بهترین دوست فعلی ات است و ضمنا امروز صبح موقع دیدن CD سیندرلا میگفتی که آناستازیا هم اسم قشنیگه!! در مورد پسر هم نظرت ، بردیا است که همکلاسی زبانت است. البته من و مامان بخاطر جور بودن جنس مون ! میگیم پسر باشه بهتره ولی واقعا فرقی نداره و فقط دعا میکنیم که سالم باشه و البته امیدوارم مامانت کمتر از دوران بارداری تو، بهش سخت بگذره و اذیت بشه تا من کمتر عذاب وجدان داشته باشم چون به اصرار من بود که قبول کرد.

ضمنا ماجرا "ژن غالب" را هم که خاطرت هست، همان که موقع بدنیا آمدن تو، مامانت میگفت که خانواده آنها ژنشان غالب است و بچه ها شکل آنها میشوند ولی تو کاملا شبیه به من هستی و اصلا به مامانت نرفته ای ولی امیدوارم این یکی دیگر به مامانت شبیه بشود تا مساوی بشویم ! ، مامانت که میگوید اگر پسر باشد و به خانواده آنها برود احتمالا شکل دایی علی ات میشود، سفید و تپلی با موهای خرمایی.

فعلا که مامانت دنبال یک دکتر خوب میگرده برای اینکه بره پیشش و تحت نظر اون باشه، خدا کنه که سالم به دنیا بیاد ، تو هم دعا کن.

بابا