سلام دختر گلم

روزی در یک روزنامه یا مجله که درست خاطرم نیست، یک لطیفه خواندم که به نظرم در مورد فضای وبلاگهای ایرانی هم کاملا درست است ؛ آن داستان طنز این است:

"یک مرد که میخواست صلابت و قدرت خودش در خانه را به دوستش نشان بدهد به او گفت:"در منزل ما تقسیم کار خوبی صورت گرفته است طوریکه همه کارهای مهم با من است و کارهای پیش پا افتاده و بی اهمیت با همسرم، دوستش میپرسد:"یعنی چطور؟" و او جواب میدهد:" کارهای مهمی مثل آینده سیاست خارجی اتحادیه اروپا، اینده نرخ ارز و تاثیر آن در اقتصاد و اینجور مسائل مهم با من است و مسائل بی اهمیتی مثل اینکه دخل و خرج زندگی چطور باشد یا بچه ها کدام مدرسه بروند و چه جوری پولمان را خرج کنیم و اینجور مسائل جزئی هم با همسرم."

حالا به نظرم در وبلاگهای ایرانی هم همین طور است ، وبلاگهای خانمها خیلی ساده و صمیمی از زندگی مینویسند و مشکلات و مسائلی که دارند و وبلاگهای آقایان پر است از شعارهای سیاسی و حرفهای جدی یا مذهبی و شعار و استدلال بر علیه این و آن یا نصیحت و تذکر و ... انگار مردان ایرانی اصلا زندگی نمیکنند یا درست تر اینکه اصلا در دنیای واقعیات نیستند، نمیخواهم این موضوع را کلیت بدهم ولی به نظرم همین موضوع در سیاستها و مدیریت جامعه مان هم وجود دارد، همه چیز دست مردانی است که دقیقا نمیدانند زندگی چیست و یا اگر هم میدانند ، نمیتوانند به درستی برایش برنامه بریزند و به دیگران بگویند و بین واقعیات زندگی و برنامه هایشان ارتباط برقرار کنند و بجای این کار ، همه اش دارند برای دیگران (از ایرانی ها بگیر تا خارجی ها و حتی فضایی ها و افراد دیگر کرات!) نسخه میپیچند و فرمان میدهند و یکی نیست به ایشان بگوید که این برنامه ها چه ربطی به برنامه زندگی مردم خودتان دارد؟

کاش میشد شرط وزیر و وکیل شدن این باشد که علاوه بر (یا حتی بجای) تمام شرطهایی که در قانون و عرف و شرع هست ، افرادی که داوطلبند بتوانند مدتی (مثلا یک سال) بطور مرتب در وبلاگشان مطلب بنویسند و حداقل نیمی از مطالبشان هم در مورد زندگی روزمره شان باشد و مسائل و مشکلات روزانه و همان مسائل "پیش پا افتاده" تا دیگران بدانند که این آقا یا خانم در مورد مسائل روزمره زندگی اش چه فکری میکند و چطور مشکلاتش را حل میکند تا بعد اگر دیدند به خوبی از عهده این کارها بر میآید ، اعتماد کنند و حل مسائل مشکلتر جامعه را هم به او بسپارند، خوبی دیگر این پیشنهاد هم این است که مردم از روی همان واقعیتهای ساده زندگی که همه میشناسند و میدانند ، در مورد ایشان قضاوت میکنند، نه براساس برنامه های کلان اقتصادی و سیاسی که معلوم نیست چه کسی برای آن فرد نوشته و ضمنا آنقدر تخصصی و پیچیده است که مردم عادی درکش نمیکنند (البته ما آقایان حتما درکش میکنیم و کاملا از عهده اش بر می آییم، شک نکن!!) شاید اگر این شرط اجرایی میشد، الان وضعیت بهتری داشتیم، کاش میشد، کاش.

بگذریم دختر گلم، ولی واقعا فکر میکنم شما خانمها بیشتر از ما مردها زندگی میکنید و زندگی را می فهمید،ما آنقدر در اوهام و خیالات مثلا مهمی که داریم، غرقیم که شاید در انتهای عمر باشد که بفهمیم، زندگی مان قرار نبود اینطور باشد.

امیدوارم آنقدر کامل و تمام، زندگی کنی که ...

چقدر بد است که فقط یکبار فرصت زندگی داریم، خدا کند که تو خوب زندگی کنی.

بابا