سلام دختر گلم

این چهارمین نامه ای است که امشب برایت مینویسم، ولی خب چاره ای نیست تقصیر خودت است که روزها که من خانه هستم نمیگذاری که نفس بکشم و همه اش یا من را به بازی کردن با خودت میکشی و یا باید ببرمت بیرون و خلاصه نمیگذاری مثل بچه آدم بنشینم و هر روز یک نامه بنویسم، این میشود که الان که خوابی و نصفه شب است باید دلی از عزای نامه نگاری در بیاورم.

بگذریم، برای تعطیلات عید امسال، کتابی را که دوستم آقا مهرداد قبلا معرفی کرده بود، گذاشته ام برای خواندن و تا الان حدود یک سومش را خوانده ام، کتاب " تاریخ قرآن" نوشته دکتر محمود رامیار. انصافا کتابی جالب و خواندنی است. این کتاب قبل از انقلاب نوشته شده و من چاپ دهمش را خریده ام و به همین خاطر بدون دغدغه هایی که این روزها در تهیه کتابهای مذهبی دارم و نگرانم که جانبدارانه باشد، مشغول خواندنش هستم؛ البته نویسنده کاملا درون مذهب شیعه کتاب نوشته ولی بعنوان یک محقق ، سعی کرده که بیطرف باشد و هرچند که از نظریات جدید معرفتی که این روزها فراگیر شده است، اثری در آن نمی بینی و مباحثی که در مورد "کلام قرآن از کیست؟ پیامبر یا خداوند؟" و مثالهایی از این دست ، آورده کاملا از دیدگاه سنتی است ولی واقعا کتاب خوبی است و پر است از نکات تاریخی جالب که آدم را با محیط و تاریخچه گردآوری قرآن و مباحثی که حول این موضوع از طرف مخالفان و علمای ادیان دیگر مطرح شده است و پاسخهایی که به ایشان داده شده است، آشنا میکند.

خصوصا حضور بعضی شخصیتهای تاریخی که این روزها ما در جامعه خودمان رویشان حساسیت داریم (مثل جناب عمربن خطاب، خلیفه دوم) و کارها و نظریاتشان و اشارات پیامبر به ایشان خیلی جالب است.

چند ماجرای جالب که در ذهنم از این قسمتهای کتاب مانده است یکی ماجرای اسلام آوردن عمر" در 26 سالگی است که با شمشیر آخته ،رفته بوده با همان روحیه خشن ولی حق طلبی که بعدها در دوران خلافتش هم داشته است، پیامبر را بکشد و کار را تمام کند ولی ماجرا  به مسلمان شدنش ختم میشود ، یکی هم تکریمی است که پیامبر در مورد "ابوموسی اشعری" و صدای خوش او داشته که میگوید او لحن داوود نبی را دارد و خوشش می آمده که به قرآن خواندن ابوموسی گوش بدهد و ...

ماجراهای پیرامون حالات وحی بر پیامبر و اولین وحی و ... هم برایم جالب بود و هنوز کتاب ادامه دارد، مطمئن در ادامه کتاب هم کلی مطلب جالب خواهم خواند.

در این وانفسایی که هیچ کتاب مذهبی، از زیر تیغ سانسور سیاسی در امان نیست، و تقریبا هیچ کتابی تا جانبدارانه نباشد، اجازه نشر نمیگیرد، خواندن این کتاب محققانه واقعا غنیمت است.

از دکتر مهرداد که این کتاب را به من معرفی کرد، ممنونم.

خدا را چه دیدی، شاید وقتی بزرگ شدی و سری به کتابهای باقی مانده بابا زدی، علاقمند شدی که آنرا بخوانی. اگر بودم که حتما در موردش با هم صحبت میکنیم، اگر هم که نبودم.... امیدوارم خوشت بیاید.

بابا