سلام دختر گلم

مدتی قبل خیلی اتفاقی به یک وبلاگ مذهبی که در آن به شبهات اهل سنت در مورد شیعه پاسخ میدادند، سر زدم . واقعا دلم گرفت.

وقتی دیدم که سوال کنندگان و پاسخ دهندگان ، طوری به جان بزرگان اسلام افتاده اند که انگار اگر ما اثبات کنیم که عایشه (همسر پیامبر که خیلی او را دوست داشته است و یکی از بزرگترین روایان حدیث از پیامبر است و جایگاه خاصی بین اهل سنت دارد) انسان خوبی نبوده یا ایشان اثبات کنند که نهج البلاغه را کسی غیر از حضرت علی نوشته و یا امامان شیعه انسانهای خوبی نبوده اند و ... کار درستی انجام داده اند و رسالت مذهبی شان را انجام داده اند، خیلی ناراحت شدم و فکر کردم به کجا میرویم؟ (از گفتن اهانتهایی که دو طرف به بزرگان طرف مقابل کرده بودند، واقعا شرمنده ام، جایش اصلا در یک گفتگوی دختر و پدری نیست!)


در کنار این وبلاگ مدتی است به نظرم میرسد، بزرگان و مدیران جامعه بدون توجه به خطراتی که دامن زدن به اختلافات مذهبی شیعه - سنی برای جامعه دارد، به این آتشهای زیر خاکستر میدمند و واقعا نگرانم که نکند اوضاع از کنترل خارج شود.

مهمترین موضوع اختلاف بین شیعه و سنی موضوع جانشینی پس از پیامبر اسلام است و حوادثی که پس از وفات پیامبر پیش آمده است و شاید مهمترین و احساسی ترین حادثه هم حمله به منزل حضرت علی و بردن ایشان برای گرفتن بیعت اجباری است و خشونتی که همراه با این حادثه بوده است.

تا جایی که من میدانم در مورد جزئیات این حادثه بتی بین علمای شیعه هم اختلاف نظر هست چه رسد به اینکه روایتهای اهل سنت از حادثه را ب خواهیم در نظر بگیریم ولی این روزها ، افراطی ترین و بدترین گزارش از آن حادثه ملاک و مبنای عمل مدیران جامعه قرار گرفته است یعنی فرض میشود که به طور قطع در آن حادثه حضرت فاطمه باردار بوده اند، بطور قطع مورد ضرب و شتم قرار گرفته اند و بطور قطع فرزندی که در شکم داشته اند، سقط  شده است و ضمنا بطور قطع کسی که ضربه زده و باعث این موضوع بوده ، خلیفه دوم بوده است در حالیکه واقعا بطور قطع نمیتوان روی این موضوعات مطمئن بود و روایتهای تاریخی که از حادثه هست متفاوت است و لااقل به این قطعیت نیست که در مراسمهای مذهبی به عوام گفته میشود.

از این موضوع مهمتر اینکه به فرض که این گزارش درست است و آن حادثه دردناک با تمام جزئیاتی که مطرح است، اتفاق افتاده ولی آیا استناد به آن ، در وضعیت فعلی کشور کار درستی است؟ آیا دلیلی دارد که در 25 سال ابتدای انقلاب که این موضوع تا این حد مراسم و بزرگداشت برایش نمی گرفتند، مشکلی بود که الان تغییر رویه داده ایم؟ بدون این همه تاکید روی این موضوع هم ارتباط بین شیعه و سنی ، چه در کشور خودمان که جنوب کشور سنی نشین است و چه بین ایران و کشورهای همسایه اش که اکثریتشان سنی هستند، کاملا تشنج آمیز و مشکل دار بوده است و الان با این وضعیت و روندی که داریم ، نمیدانم چه سرنوشتی خواهیم داشت.

جایی خوانده ام که بعد از این حادثه، خلیفه دوم در جایی گفته بوده که او نقشی نداشته و (اگر اشتباه نکنم حتی) باعث و بانی اش را هم لعنت کرده است ، آیا اگر ما میخواهیم بین شیعه و سنی صلح و صفا باشد ، نباید همین را بگیریم و رویش تبلیغ کنیم و ضمن محکوم کردن حادثه، یکی از بزرگان اهل سنت و اسلام را اینطور زیر سوال نبریم؟ متاسفانه حواسمان نیست که زیر سوال رفتن بزرگان اسلام که اکثریت مسلمانان بزرگشان میدانند و گرامی میدارند، هیچ نفع و فایده ای ندارد و اصل اسلام را جلوی غیر مسلمانان زیر سوال میبرد والا با این گفته ها نه هیچ سنی ای، شیعه میشود و نه برعکس. اگر اسلام مهم است این روش به نظرم درست نیست.

کاش وقتی که تو بزرگ شدی، رابطه شیعه و سنی در ایران و کشورهای همسایه مان بهتر باشد و این روند، به جاهای خطرناکی نرسیده باشد.

بابا