سلام دختر گلم

دیروز صبح با مامان رفتی دکتر افتاده و واکسن سه گانه (که برای مدرسه رفتن لازم است) را زدی. باید تب میکردی اما نکردی ولی جای واکسن درد میکند و از دیروز دست چپت را تکان نمیدهی. ضمنا موقع واکسن زدن اصلا گریه نکرده بودی و دیشب که آمدم با افتخار به من گفتی که گریه نکرده ای؛ البته دردت گرفته ولی گریه نکردی.

دیروز که حالت خوب بود و به همین خاطر امروز دیگر در خانه نماندی و رفتی مدرسه و بعد هم که کلاسهای نقاشی و زبان.

شب که آمدم ، کارهایت را که کردی و آماده خواب شدی، یک دفعه گیر دادی که چرا موقعی که صبح میرفتم سر کار تو را بوس نکرده ام!! هرچه گفتم که "بابایی ممکن بود بیدار شوی و بد خواب" قبول نکردی و مرتب تکرار میکردی تا اینکه بالاخره قبول کردی که از این به بعد موقعی که صبحها میروم، یک بوس را با فوت (صدای فوت باید بلند باشد!) برایت بفرستم که هم بوسیده باشمت و هم بیدار نشده باشی!

اینکه میشود با تو مذاکره کرد و به یک نتیجه ای رسید، واقعا جای شکرش باقی است؛ لااقل این دفعه که به نتیجه رسیدیم،تا خدا دفعه بعدی چه بخواهد!

بابا