سلام دختر گلم

در نامه قبلی برایت گفتم که تکنسینهای شرکت برای اولین بار تصمیم به اعتراض دسته جمعی به موضوع (به قول خودشان) تبعیض بین تکنسینها و کارشناسان گرفتند و پیرو آن جلساتی با مدیرعامل داشتیم و صحبتهایی با معاون منابع انسانی ؛ و در تمام این صحبتها نبود ارتباط بین مدیران با تکنسینهای تولید عامل این موضوع دانسته میشد اما من شک دارم که موضوع فقط همین باشد و در ادامه برایت توضیح داده ام که نظرم چیست.


درست است که ما جلساتمان با تکنسینها کم است ولی فقط جلسه داشتن مهم نیست بلکه نکاتی که در جلسه گفته میشود یا نوع برخورد مدیر در آن جلسه هم مهم است مثلا وقتی مدیری خودش با سیاست تفاوت گذاشتن بین کارشناسان و تکنسینها مخالف است، چگونه میتواند این سیاست شرکت را توضیح دهد یا از آن دفاع کند حتی اگر این جلسه محلی شود برای اینکه خودش هم اعتراضش را به پرسنلش منتقل کند، آیا باعث تحریک بیشتر نفرات نمیشود؟ یا اگر مدیری که جلسه را برگزار میکند توانایی خوبی در انتقال مطالب یا حوصله شنیدن انتقادات را نداشته باشد و در همان جلسه و در حضور جمع ، عصبانی شود و نفرات را به اخراج و ... تهدید کند، آیا ارتباط خوبی با پرسنل برقرار شده است؟

مشخص است که پاسخ این سوالات منفی است و وقتی میتوانیم از مدیران یک مجموعه انتظار داشته باشیم که با پرسنلشان جلسه بگذارند و از سیاستهای شرکت دفاع کنند که خودشان هم آن سیاستها را درست بدانند و یا در اتخاذ آنها مشارکت داشته باشند؛ علاوه بر این برای اینکه در انتهای جلسه برگزار شده، نظرات پرسنل با نظرات و سیاستهای شرکت همسو شده باشد باید شرایط پذیرش آن سیاست را هم فراهم کرده باشیم والا نفس اطلاع رسانی از سیاستهای شرکت و اینکه هر پاسخ انتقادی را به این صورت بدهیم که "این سیاست شرکت است" نتیجه مثبتی در بر ندارد.

اینها را نوشتم که تو هم اگر بزرگ شدی و مدیریت جایی را به عهده داشتی، نظر بابا را در این مورد بدانی و شاید استفاده کنی.

بابا