سلام دختر گلم

امروز با مامان رفته بودید استخر و عصری که تلفنی صحبت میکردم میخواستی که برویم "بوف" برای پیتزا خوردن. بعد از خرید پارچه مبلی گیر دادی که برویم "بوف" ولی من و مامان خیلی خسته بودیم خصوصا من که به خاطر ترافیک حدود یک ساعت و نیم توی راه بودم که تازه برسم ایستگاه مترو. خلاصه با مامان هرچی اصرار کردیم که کوتاه بیایی ، نشد ، آخرش تصمیم گرفتیم برویم پیتزا "سپید و سیاه" در خیابان خردمند که دور هم نبود. محیط این پیتزایی برای خودش منحصر به فرد است و کاملا متفاوت. در و دیوار پر است از شعر شاعران معاصر و انصافا شعرهای زیبایی را انتخاب کرده اند. شعارشان این است" دلمان میخواهد دورترین سادگی ها را بیابیم" و آنطور که بعدا میگویم اصرار دارند که مغازه شان اصلا زرق و برق نداشته باشد. محیط کاملا دانشجویی و جوان پسند است و جالب اینکه دانشجویانی که می آیند آنجا، روی برگه هایی از خودشان شعر یا نوشته بجا میگذارند و این نوشته ها هر ماه در یک برگه بزرگ قطع A1 چاپ میشود و داخل مغازه هست که به مشتریها میدهند. ما هم یکی برداشتیم. کیفیت غذایشان هم انصافا خوب است، حداقل آنهایی که تا الان ما خورده ایم خوب بوده است.

با آقای فروشنده که بعدا فهمیدیم صاحب مغازه هم هست کلی صحبت کردم که در ادامه نامه برایت نوشته ام و صحبتهای جالبی بود.


++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

منتظر آماده شدن غذا بودیم و تو هی اصرار میکردی که برویم طبقه بالا ولی طبقه بالا چون سیگار کشیدن آزاد بود من و مامان مخالف بودیم و نگران بودیم که آلرژی تو و مامان شدت بگیرد و اذیت شوید. دست آخر گفتم که اگر میخواهی خودت برو و سری به بالا بزن. گفتی که خجالت میکشی و من هم قبول نکردم که ببرمت بالا. آقای فروشنده که صحبتهای ما را میشنید، گفت:"اگر بخواهید من میبرمش" تو هم بعد از کلی ناز کردن با او تا بالای پله ها رفتی و برگشتی.

بعد از برگشت شما من از فروشنده پرسیدم:" شما چند تا مغازه دارید؟" و صحبتها شروع شد که من خلاصه آنها را برایت مینویسم (از زبان فروشنده) :

- ما الان 3 مغازه داریم و 20 خرداد هم یکی را در رودهن افتتاح میکنیم، روبروی دانشگاه آزاد.

-اگر کسی بخواهد از اسم ما استفاده کند ما 50 میلیون تومان میگیریم تا تابلو بزند و ضمنا 2 ماه با هزینه خودمان یک نفر استاد را میفرستیم که کارشان را راه بیاندازد و یک طراح هم میرود که فضای داخلی شان را طراحی کند. از این 50 میلیون تقریبا 10 میلیون تومانش هزینه استاد آشپزی و طراحی داخلی است. بعدش هم هر ماه دو سه بار سر میزنیم و نظارت میکنیم که طبق اصولی که گفته ایم کار کند و کیفیت کارش خوب باشد مثلا در مغازه های ما کسی حق ندارد کالباس کمتر از 80% استفاده کند. سایر مواد غذایی را هم میگوییم که از چه مارکی بخرد. در مورد طراحی داخل مغازه هم اصرار داریم که زرق وبرق دار نباشد و ساده باشد، شعارمان هم این است که " دلمان میخواهد دورترین سادگی ها را بیابیم"

- تا سال 88 ما 4 تا مغازه داشتیم ولی توی ماجراهای آن سال چون مغازه های ما جای شلوغ بود و پر میشد، تعطیلمان کردند و بعدش هم با کلی پارتی بازی اجازه دادند که دوباره باز کنیم ولی اجبار کردند که اسممان را عوض کنیم، تهمت زدند که اسم "سپید و سیاه" اشاره به شیطان پرستی دارد که رفتیم و شناسنامه نشان دادیم که همشهری امام خمینی هستیم. بعدش گفتند که میگذاریم باز کنید ولی اسمتان را باید عوض کنید چون "سپید و سیاه" اشاره به دو کاندیدای ریاست جمهوری دارد ؛ البته مثل اینکه در آن روزها از کلمات سیاه و سپید در رمز جمع شدن و تظاهرات ها استفاده کرده بودند و همین باعث حساسیت شده بود و دست آخر اسم جدیدمان را گذاشتیم "سپیدگاه" ولی روی جعبه هایی که غذا میدهیم بیرون هنوز همان "سپید و سیاه" را مینویسیم.

- الان اگر بخواهی خیلی بزرگ شوی حتما باید به جایی یا کسی وصل باشی. ما نمیدانستیم و به خاطر همین نتوانستیم زیاد بزرگ شویم ... (بعدش هم کلی از خاطرات برخوردهایی که در اداره اماکن نیروی انتظامی و بازرسهای آنها داشت، تعریف کرد!)

++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++++

خلاصه که صحبتهای جالبی داشتیم و کلی خوشم آمد و به اطلاعاتم اضافه شد. راستی یادم رفت بگویم که این همان پیتزایی بود که از آن ساندویچ استیک خریدیم و سوخته بود و وقتی زنگ زدیم که سوخته است، یکی دیگر فرستاد و عذر خواهی کرد. به آقای فروشنده هم همین را گفتیم و خاطرش آمد که کی بوده است و توضیح داد که آن روز آشپزشان پیشنهاد میکند که بجای پختن استیک توی کره بهتر است آنرا کبابی کنند که بهتر و خوشمزه تر است ولی بعد از تلفن ما، برمیگردند به همان روال سابقشان و از خیر کبابی کردن استیک میگذرند.

بعدش هم که آمدیم خانه و تو بعد از خواندن کتاب داستانهای "می می نی" که مال بچگی ات است و این روزها دوباره هوس کرده ای، خوابیدی.

خوش بخوابی

بابا