سلام دختر گلم

نامه قبلی باعث شد که یکی از دوستان نادیده ای که آن را خوانده بود و تا الان به این نامه ها خیلی لطف داشته و تو را هم خیلی دوست دارد، تذکراتی بدهد و من متوجه شدم که مطلب نیازمند توضیح بیشتری است.توضیح در مورد اینکه آن نامه در مورد چه چیزهایی نیست! البته اختلاف نظرمان احتمالا سرجای خودش باقی می ماند ولی به احترام ایشان باید چند مطلب را توضیح بدهم.

اول اینکه آن توضیحات در مورد "باید ها" نبود که مثلا نظرم این باشد که لباس پوشیدن خانمها یا اقایان باید چطور باشد یا نباشد، از نظر من اینکه فرد بسته به تمایلات و جایگاه اجتماعی و عقایدش چه لباسی بپوشد به خودش مربوط است و من هم در جایگاه تکلیف مشخص کردن نیستم و نبودم و (انشاءالله) نخواهم بود. من در مورد "هست ها" صحبت کردم (لااقل قصدم این بود) و کاری با "باید" ها نداشتم و اگر چنین برداشتی شده است واقعا شرمنده ام، از قلم ناقص من است.

مساله بعدی اینکه من راجع به "احکام مذهبی" پوشش هم صحبتی نکردم که حجاب خوب است یا بد است یا باید رعایت شود یا نشود یا حد و حدودش چیست، از نظر من حجاب داشتن یا نداشتن (به هر مقداری) به معنی خوب و بد بودن آدمها نیست اما اگر کسی فکر میکند که حجاب داشتن ، یعنی انجام یک کار اخلاقی و خیلی خوب است که در جامعه ما همه افراد، حجاب مذهبی را رعایت کنند، باید قبلش بداند که ملاک اخلاقی بودن یک عمل، آزادی انتخاب و اختیار فرد در انجام دادن یا ندادن است که اگر از روی اختیار آنرا انتخاب کند، شرط اخلاقی بودن را دارد و اگر به اجبار باشد، ندارد. من قبلا هم برایت گفته بودم که از دید من ضعیف شدن اعمال اخلاقی در جامعه ما و رواج ریا و تظاهر یکی از عوامل اصلی اش این است که محیط جامعه ما اجازه عمل اخلاقی را نمیدهد  و افراد (خصوصا جوانان) یاد نمیگیرند که اخلاقی عمل کنند و این میشود که ظاهر کارها اخلاقی  است (مثل همین حجاب این روزها) اما باطن ندارد و با کمترین نسیمی از حوادث و ناملایمات یا حتی شیطنتها ، به باد میرود و ما متحیر می مانیم که کسی که اصلا فکرش را نمیکردیم که فلان کارها را بکند ، آن کارها را میکند و بعدش هم احتمالا میگوییم:" دیگه تو این دوره و زمانه به کسی نمیشود اعتماد کرد!"

اما چون موضوع پوشش مطرح شده بود بد نیست به ابهامات مذهبی که موضوع دارد و به قول معروف، هنوز بین علما محل بحث است هم اشاره ای بکنم، فقط قبلش بگویم که این حرفها ، حرفهای یک متخصص نیست که دربست قبول کنی، حرفهای پدری است که نگران توست که بازیچه تبلیغات پر سروصدای بشوی و بدون شنیدن و تحقیق از اصل موضوع و انتخاب راه خودت، در نظرت تعصب به خرج بدهی و بخاطر همین به نکاتی اشاره میکنم که معمولا در تبلیغات رسمی اشاره ای به آنها نمیکنند.

متاسفانه تبلیغات رسمی طوری است که انگار در خود قرآن همین حد از پوشش که در تبلیغات رسمی تبلیغ میشود ، دقیقا اشاره شده و اگر کسی آنرا رعایت نکند، نص صریح قرآن را زیر پا گذاشته است اما واقعیت این نیست، هنوز بین خیلی از علمای شیعه و سنی بحث است که بعضی از آیات حجاب که در قرآن است، خطابش همسران پیامبر است یا همه زنان مسلمان هرچند اکثریت نظرشان این است که خطاب، همه زنان مسلمان هستند ولی در مورد حدود و ثقور حجاب اختلاف نظر قابل توجهی دارند.

دوم اینکه دسته ای از زنان طبق نظر علمای سنی و شیه از رعایت حجاب معافند و اگر حجاب را رعایت نکنند فعل حرامی انجام نداده اند از جمله، زنان مسلمان یائسه، زنان اهل کتاب و زنان برده مسلمان که البته الان برده داری منسوخ شده است و موضوعیتی ندارد ولی از نظر بحثهای کلامی مهم است که توجه کنیم چرا در اسلام بعضی از زنان مسلمان  و همه غیر مسلمانان( که میتوانند جوان و زیبا هم باشند) از رعایت حجاب معاف شده اند ، ایا اگر منظور از رعایت حجاب، حراست از کیان خانواده و سلامت جامعه بوده، نباید این دسته از افراد هم شاملش میشده اند؟ بگذریم از اینکه به نظرم  داشتن چنین دیدگاهی به انسان (یعنی موجود حقیری که با دیدن جنس مخالف، طوری شهوانی میشود که همه انسانیتش به خطر می افتد) با دیدگاه اسلام به انسان بع معنی خلیفه خدا روی زمین هم همخوانی ندارد.

سوم اینکه حتی اگر بپذیریم که حد و حدود رعایت شرعی حجاب کاملا در قران آمده است و ضمنا خطاب آیات قرآن هم همه زنان مسلمان است، یک نکته کاملا مشخص است که مصداق رعایت آن در هر جامعه ای به عهده مسلمانان همان جامعه است و  اینکه افراد را مجبور کنیم که همان حکم الهی را هم طبق سلیقه ما رعایت کنند، خودش نیازمند مجوز شرعی است و همین جاست که من میخواستم نشان دهم ، کسانیکه این تفسیرهای سخت گیرانه را میکنند چطور بدون اینکه بدانند میتوانند بازیچه ناخودآگاه خودشان بشوند؛ البته ادعای درست بودن فرضیه خودم را ندارم و متخصص اینکارها هم نیستم که رویش پافشاری کنم اما خب وقتی می بینم یک عده که من در درستی نیت و صداقتشان شکی ندارم، پیش خودشان می نشینند و اینطور به خودشان اجازه میدهند که بنا به مصلحت جامعه بعضی احکام اسلامی را کم و زیاد کنند و حواسشان نیستکه درک و فهم و شناخت انسان چه محدودیتهایی دارد و ممکن است اشتباه کرده باشند و تا حد غیرقابل تصوری روی نظر خودشان پافشاری میکنند، واقعا نگران میشوم که نکند تو و هم سن و سالهایت هم به همین راه بروید و اگر روزی شما  تصمیم گیرهای جامعه شدید به خودتان حق بدهید که دیگران را مجبور کنید که طبق دیدگاه و سلیقه شما زندگی و دینداری کنند و اگر قبول نکردند انواع تهمتها را به ایشان بزنید و بعد هم چون قدرت در اختیارتان است، آنها را مجازات کنید.

خدا را شکر که من در جایگاه مدیران جامعه نیستم که بخواهم تصمیم های کلان بگیرم و مصلحت جامعه را تشخیص بدهم (به قول معروف، خدا شناخت و نداد) ولی تو اگر علاقه داشتی و توانستی به جایگاهی برسی که برای دیگران تصمیم بگیری، یادت باشد که درک انسان آنقدر محدود و پر از خطاست که هرچقدر هم که مواظب باشی که اسیر "بازیهای زبانی" و انواع خطاهای تصمیم گیری نشوی باز هم کم است خصوصا اگر بخواهی در حوزه مفاهیم دینی صحبت کنی که کارت خیلی مشکل تر میشود و هرچند چاره ای نیست که نظر بدهی و تصمیم بگیری اما باید هر لحظه آماده باشی که مشخص شود، نظرت اشتباه بوده و آنرا اصلاح کنی.

خب، خیلی طولانی شد ولی هنوز هم احساس میکنم بعضی جاهایش میتواند ابهام داشته باشد ولی نمیخواهم این نامه های پدر و دختری را بیشتر از این فلسفی و کلامی کنم.

اینهایی که من در نامه هایم برایت مینویسم، بحثهایی است که بطور معمول در خانواده ها بحث میشود، یک روز بحث اقتصاد است و یک روز بحث فوتبال و یک روز هم بحثهای مذهبی هرکس نظر خودش را میدهد و میتواند خیلی سطحی یا عمیق باشد ، اینها هم نظرات بابا در این مورد است، همین. وقتی بزرگ شوی اگر بودم که با هم در موردش صحبت میکنیم اما اگر نبودم، بخوان و خودت قضاوت کن.

خوش بخوابی

بابا

*******************************************

عید امسال سریالی نشان داده میشد که شخصیتهای آن چند پری بودند با نام "آب -پری" یا "برف -پری" که نگهبان آبها و برفهای روی زمین بودند و سریال زیبایی بود. تیتر این نامه را به همین خاطر " عقیق-پری" انتخاب کردم که هم نشان از وبلاگ "عقیق" دارد و هم اشاره ای است به نویسنده خوش ذوق و هنرمندش.