سلام دختر گلم

دیروز اتفاقی افتاد که متوجه شدم یکی از همکارانی که فکر نمیکردم اطلاعی از این "نامه دانی پدر و دختری" داشته باشد، میداند و شاید هم میخواند.

به هرحال تصمیم گرفتم بجای خود سانسوری و ننوشتن مطالبی که در مورد شرکت و اوضاع و احوال آن به نظرم میرسد، این نامه ها را رمزگذاری کنم تا فقط کسانی ببینند که خودم میخواهم و مشکلی در محل کار ایجاد نکند.

هرچند اکثر نامه های بابا ، باز هم آزاد خواهد بود و فقط مطالب کمی خواهد بود که رمزگذاری میشوند ولی خوانندگانی که لطف میکنند و اینجا سرمیزنند، اگر دوست داشتند که آنها را بخوانند، به من بگویند تا به ایشان رمز را بدهم البته به شرطی که خودشان هم وبلاگ داشته باشند!

راستی، رمز را مامان دارد، اگر خواستی از او بگیر.

بابا