سلام دختر گلم

گفته بودم که این روزها دارم کتاب "تاریخ قرآن" از آقای دکتر رامیار را میخوانم. این کتاب را برده ام جابان و هروقت که آنجا وقت میکنم چند صفحه ای میخوانم. چند روز پیش مطلب عجیب و غریبی را انجا دیدم که هنوز هم باورم نشده است ولی خب فکر میکنم بعید است که دروغ باشد.

داستان مربوط است به ماجرای جمع آوری اولیه قرآن در زمان ابوبکر و قانونی که برای این جمع آوری گذاشته بودند. قانون این بوده که "شرط به حساب آمدن و قبول کردن یک آیه این است که علاوه بر حفظ بودن افراد و قاریان آن موقع، حتما متن نوشته شده ای از آن هم وجود داشته باشد و برای اعتبار سنجی نوشته هم شرط این بوده که 2 نفر شهادت بدهند که این نوشته در حضور شخص پیامبر نوشته شده است".

قانون سخت گیرانه ای بوده و در مورد 2 آیه آخر سوره توبه به مشکل میخورند که هیچ متن نوشته ای پیدا نمیکنند جز نزد شخصی به نام خزیمه که لقبش "ذوالشهادتین" بوده یعنی کسی که شهادتش، بجای شهادت 2 نفر قبول میشود و این لقبی بوده که پیامبر به او داده بوده و به همین دلیل هم آن دو آیه را با شهادت همین یک نفر میپذیرند و در قرآن جمع آوری شده قرار میدهند.

تا اینجای کار چیز عجیبی نیست ولی ماجرای عجیب که اصلا با تصویری که من از پیامبر دارم نمیخواند ماجرای دادن این لقب به آن فرد است که برای اینکه در بیان آن اشتباه نکنم ، اصل صفحه کتاب را عکس گرفتم که اینجا میگذارم:

واقعا باورش برایم سخت است خصوصا که با داستانهای دیگری که مثلا از حضرت علی نقل میشود که "هنگامی که خلیفه بوده به دادگاهی میرود و شبیه به همین داستان، زرهی از یک یهودی خریده بوده و شاهدی بر مدعای خودش نداشته و قاضی به نفع آن یهودی حکم میدهد و حضرت هم میپذیرد و آن وقت آن یهودی تحت تاثیر قرار میگیرد و  اسلام می آورد" همخوانی ندارد و اینکه به چنین دلیلی به شخصی که به اعتراف خودش، شاهد آن خرید، نبوده است چنین لقبی داده شود و به بزرگی هم یاد شود و ... واقعا عجیب است.

برخورد آقای دکتر رامیار با این موضوع هم عجیب است چون بجای اینکه چنین توضیحی را در پاورقی کتاب بیاورد (چون ارتباط مستقیمی با موضوع کتاب ندارد و یک توضیح به یکی از اسامی است) در متن اصلی آورده است، شاید میخواسته به این صورت با برجسته کردن این موضوع، توجه را به آن جلب کند.

نمیدانم ولی ایکاش فضای جامعه طوری بود که میشد در مورد اینجور موضوعات به راحتی صحبت کرد و محققین اظهار نظر کنند و مشخص شود که حقیقت چیست.

امیدوارم وقتی تو بزرگ میشوی امکان اینکار باشد.

بابا