سلام دختر گلم

این روزها تب برگزاری مناظره و سوال پرسیدن از کاندیداهای ریاست جمهوری داغ است و یکی از سوالاتی که از همهآنها میپرسند در مورد عدالت است و من هم امشب میخواهم در مورد عدالت از دید خودم برایت بگویم و توضیح بدهم که من اگر بجای این کاندیداهای ریاست جمهوری بودم، چطور آنرا تعریف میکردم و برنامه عملی ام برای بیشتر شدنش چه بود.

از همین مقدمه مشخص است که "عدالت" چیزی خوبی است که باید بیشترش کرد و ترویجش داد ، نمیخواهم درگیر معنی لغوی عدالت شوم و بجای اینکه آنرا تعریف کنم ، حکمرانی عادلانه را از دید خودم تعریف میکنم تا بهتر معنی آنرا برسانم:

از دید من هرچقدر که در یک حکومت، فرصتهای دستیابی به ثروت، قدرت و منزلت اجتماعی، برای تعداد بیشتری از مردم آن حکومت برقرار باشد ، آن حکومت عادلانه تر است و هرچقدر که دستیابی به آنها در دست عده کمتری باشد، حکومت از عدالت به دور است . حالا با این تعریف اگر بخواهیم عادلانه بودن را ملاک خوب بودن یک حکومت بگیریم باید ببینیم حکومت باید چه کارهایی انجام بدهد که بطور سیستماتیک این اصل "فرصتهای برابر" را پاسداری کند.

از دید من مهمترین نکته این است که باید مکانیزمی وجود داشته باشد که اگر بی عدالتی صورت گرفت (یعنی فردی از فرصت برابر محروم شد) بتواند آنرا به گوش دیگران برساند و حقش را بگیرد که بهترین راهکارش آزادی رسانه ها در این مورد است یعنی همه بتوانند در مورد اجحاف حقشان در رسانه ها توضیح بدهند و از عواقبش نترسند، اگر همین یک کار را حکومت انجام دهد (یعنی با همه محدودیتهایی که ممکن است از نظر مذهبی یا سیاسی روی رسانه ها اعمال کند ولی دادخواهی از "محروم شدن از حق برخورداری از فرصتهای برابر" را آزاد بگذارد) به نظرم میتواند ادعا کند که سنگ بنای یک حکومت عادلانه را گذاشته است. نمیدانم، شاید حدیثی از پیامبر (یا حضرت علی) در مورد اینکه "در حکومت اسلامی نباید کسی در صحبت کردن و انتقاد از حاکمش بترسد" یا خیلی از احکام و روایات در مورد امر به معروف و نهی از منکر هم به همین معنی باشد، لااقل من به این معنی میگیرمشان ونه به معانی دیگر.

از طرفی برای ایجاد فرصتهای  برابر باید کارهایی مثل تحصیل رایگان در دانشگاه و مدرسه یا بیمه پزشکی را ایجاد کرد و گسترش داد.

ولی سوالی که مطرح میشود که این نوع کارها آیا حدی هم دارند یا نه؟ یعنی آیا مثلا حکومت باید همه چیز را که حق مردم میداند برایشان آماده کند ؟ پس نقش تلاش مردم چه میشود؟ راستش من فکر میکنم ، حق فرصتهای برابر باید طوری باشد که فقط در مورد توانمندسازها باشد و نه نتایج (فکرش را نمیکردم با ادبیات EFQM مطلب سیاسی بنویسم!) یعنی در حوزه زیربناهایی که افراد برای توسعه فردی خودشان لازم دارند باید هزینه کند و نه رسیدن ایشان به نتیجه. نتیجه کار بستگی به تلاش خود افراد دارد ولی باید زیربناها را دولت آماده کند و آموزش و سلامتی اصلی تریها هستند اما مثلا طرحهایی مانند مسکن مهر را من در راستای عدالت نمیدانم چون به نوعی دادن فرصت به عده ای (اینجا کسانیکه خانه ندارند) و محروم کردن عده دیگری از آن است (کسانیکه خانه دارند) در حالیکه قرار نیست حکومت به نفع هیچ گروه و طبقه ای وارد عمل شود یا لااقل به نظر من نباید اینکار را بکند چون محل فساد است و ... در مورد مسکن بعدا برایت نظرم را میگویم.

امیدوارم وقتی که بزرگ میشوی و این افاضات بابا را میخوانی، ... هیچی قرار بود که من فقط آرزو کنم که اینها را بخوانی ، باقی اش دست من نیست.

بابا