سلام دختر گلم

این روزها تب تبلیغات خیلی داغ شده ولی از اینکه اینهمه روی "دراز گوش بودن" ما مردم حساب باز کرده اند، لجم میگیرد. کاندیداها چنان قولهایی میدهند که فقط در عالم خیال میشود عملی شدن همه آنها را در ظرف یک مدت کوتاه باور کرد ولی فقط در عالم خیال و از اینکه این آقایان اینطور بی مهابا برنامه های عجیب و غریب میدهند و نگران این نیستند که مردم بفهمند که این کارها امکان پذیر نیست، ناراحت میشوم چون معنی اش در درجه اول این است که فکر میکنند ما مردم نمی فهمیم که این کارها شدنی نیست و خوشمان می آید!!. اینکه دقیقا روی درازی گوش مان برنامه ریزی میکنند، "لج در آر" است. (چه اصطلاحی!)

بگذریم، امشب میخواهم کارهایی که به نظرم نشدنی است را برایت بگویم البته از دید خودم.

از دید من امکان اینکه رییس جمهور برنامه فرهنگی مستقل بدهد، نیست یعنی در مملکتی که مراکز سیاست گذار فرهنگی (مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی یا خود مجلس) و مراکز تاثیر گذار در حوزه عمومی (مثل صدا و سیما) در اختیار رییس جمهور نیست، قاعدتا رییس جمهور نباید اینطور با اطمینان از برنامه های فرهنگی خودش بگوید بدون اینکه اشاره کند به اینکه "سعی میکند با مراکز تصمیم گیری هماهنگی کند" و اگر هماهنگ شد فلان برنامه ها را اجرا میکند.

از دید من امکان حل مشکلات اقتصادی هم در کوتاه مدت نیست یعنی با این سیستم انتخابات و تاریخ آن، امسال که با بودجه دولت قبلی تمام میشود و خیلی که این دولت جدید همت کند میتواند بودجه سال بعد را به موقع بدهد به مجلس و باقی وقت امسالش به تعیین وزرا و برنامه ریزی و .... میگذرد و میماند 3 سال و نیم دیگر. نیمسال آخر هم که عملا باز به انتخابات میگذرد و میماند 3 سال دیگر. وقتی برای اجرای یک طرح عمرانی بزرگ (مثل سد یا جاده یا کارخانه بزرگ) 3 سال زمان کوتاهی است، چطور میشود که یک دولت بیاید و برای همه مشکلات اقتصادی یک برنامه 100 روزه یا حتی 2 ساله بدهد؟ البته اگر جهت گیریها درست باشد شاید در انتهای دولت فعلی (یعنی همان نیم سال آخری که درگیر برگزاری مجدد انتخابات ریاست جمهوری است) اثرات اقتصادی تصمیماتی که امسال میگرد، روشن شده باشد ولی زودترش خیلی بعید است و اینکه این طور با اطمینان عدد و رقم میدهند و ... فقط میتواند ناشی از دست کم گرفتن ما مردم باشد والا خودشان بهتر میدانند که اینکارها در این زمانها شدنی نیست.

سیاست خارجی هم که کاملا مشخص شده است حوزه تصمیم گیری دولت نیست ولی اینجا هم چنان برنامه میدهند و قول میدهند که آدم می ماند که چه بگوید!

یکی نشسته و برای همه شهرهای ایران تا حد "آسفالت کردن فلان خیابان" برنامه داده و هیچکس نیست بپرسد که یعنی میخواهد کارهای شهرداری را انجام دهد؟ یا مقصودش چیز دیگری است؟ و اینکارها چه ربطی به رییس جمهور دارد؟

آن یکی چنان از نفروختن نفت و متکی بودن به صادرات غیر نفتی میگوید که انگار دارد برای یکی از اقمار مریخ برنامه میدهد و حواسش نیست که دولتی که 80 درصد اقتصاد مملکت را در اختیار دارد، اگر پول نداشته باشد که خرج کند و حقوق بدهد و راه و جاده بسازد و ... یعنی کل مملکت تعطیل و بیکار و بیچاره و اسمش را هم میگذارد "تز اقتصادی"

خدا بخیر کند، اینها را گفتم که اگر بعدها دیدی باز هم آقایان (یا شاید تا آن موقع بزرگ میشوی: آقایان و خانمها) دارند از این حرفها میزنند، متتوجه نکته اش بشوی و بدانی که تنها راهی که میتوانی به آنها بفهمانی که "می فهمی" همین است که تا جایی که میتوانی بخوانی و رشد کنی و متوقف نشوی و ضمنا اگر خودت در چنین جایگاهی بودی، اینطوری با "ما مردم" برخورد نکنی.

بابا