سلام دختر گلم

این روزها اگر وارد شهری در ایران بشوی معمولا در ورودی شهر تابلویی با این نوشته می بینی که :" به شهر شهید پرور ... خوش آمدید". اشاره ای به شهدای جنگ با عراق و بزرگداشت خاطره ایشان.

اما من از وقتی که تو را دارم و فهمیده ام که پرورش فرزند یعنی چه و چقدر سخت است، وقتی این جمله را میخوانم به این فکر میکنم که آیا واقعا "شهید پرور بودن" خوب است یا نه؟ شاید این جمله یادآوری این نکته است که "ما آنچنان به ارزشها و اعتقاداتمان پایبندیم که حاضریم جان فرزندان عزیزمان را در راه آن بدهیم و شهید بشویم" اما در باطن خودش ، این مفهوم را به همراه دارد که "ما آنقدر در این دنیا دشمن داریم که مجبوریم هر لحظه آماده شهادت باشیم و فرزندانمان را هم آماده این فداکاری بزرگ کنیم" یا در واقع:" اعتقادات ما در این دنیا آنقدر با سایرین تفاوت دارد که چاره ای جز شهادت برای دفاع از آن نداریم و باید برایش آماده باشیم."

میدانم که در دنیا چیزهایی هست که برای هرکسی، مردن بهتر است از اینکه آنها را زیر پا بگذارد یا در واقع کارهایی هست که آدم تا پای جان حاضر است برایشان هزینه کند اما اینکه آنرا شعار خودمان کنیم و به آن افتخار کنیم مساله دیگری است.

از طرفی این شعار این معنی را هم ناخودآگاه با خودش دارد که بهترین کاری که میتوانیم انجام دهیم، مردن در راه اهدافمان است ولی آیا چنین دیدگاهی ، از موضع ضعف است یا قدرت؟ بعید میدانم کسانیکه این جمله را برای شعار تمام شهرهای ایران انتخاب کرده اند، خواسته باشند که مفهوم عجز و ناتوانی را به نمایش بگذارند، ولی فکر میکنم این از آن موضوعاتی است که معنی آن برخلاف چیزی است که در دید اول به نظر میرسد.

موضوع بعدی مخاطبان این جمله هستند.چون در ورودی شهرها این تابلو نصب شده و خوشامدگویی است،  احتمالا مخاطب نویسنده،  افراد غریبه و تازه وارد بوده است که خواسته مهمترین ویژگی ساکنان شهر را اعلام کند.  حالا فکر کن که تو میخواهی به دیدن فردی بروی و با او درباره موضوع مهمی صحبت کنی یا در کنار او و خانواده اش مدتی را استراحت کنی ؛ اما معروف است که این فرد یک کمربند انفجاری به خودش بسته است و آماده است که اگر حرفش را نپذیری، خودش را منفجر کند. حالا آیا حاضری که به این جلسه گفتگو بروی یا نزدیک او و خانواده اش بمانی؟

البته این مثالها شاید خیلی زیاده روی باشد اما به خوبی نشان میدهند که جملات تا چه حدی میتوانند معنی متفاوت از خودشان را برسانند. از نظر من شاید بعضی وقتها جنگیدن و مردن،  تنها راه حلی باشد که وجود دارد اما پررنگ بودن "مرگ " در این تصمیم میتواند آنرا به ضد خودش تبدیل کند. 

امیدوارم تو که بزرگ شدی وضعیتمان در دنیا طوری نباشد که برای دفاع از عقاید و حقوقمان مجبور باشیم که جان عزیزترین هایمان را فدا کنیم.

بابا