سلام دختر گلم

اگر خاطرت باشد چند وقت قبل در نامه ای ، موضوع "مذهبی تر بودن خانمها" را مطرح کردم اما بعدش یک چیز ذهنم را مشغول کرده است :

در کتابها و کلاسهای روانشناسی که من خوانده و رفته ام، میگویند که شخصیت بچه تا هفت سالگی تقریبا شاکله بندی اولیه خودش را میگیرد و این دوران خیلی مهم است و این دورانی است که بچه ها (لااقل در جامعه ما) بیشتر اوقاتشان را در خانه و نزد پدر و مادرشان میگذرانند و بنابراین باید نتیجه بگیریم که تاثیر خانه خیلی بیشتر از جامعه است چون چارچوب اولیه شخصیت و ارزشهای بچه را شکل میدهد ؛ حالا اگر بپذیریم که "واقعا زنها ، مذهبی تر هستند" قاعدتا باید این مادران مذهبی، بتوانند تاثیر خوبی روی مذهبی بارآمدن بچه ها بگذارند و بچه ها بیشتر مذهبی شوند ولی این موضوع دیده نمیشود یعنی کاملا مشخص است که: "بچه ها یا نوجوانان (که بیشتر تحت تاثیر خانه بوده اند و هنوز کاملا در جامعه نقشهای خودشان را نگرفته اند) بیشتر از پدر و مادرشان مذهبی نیستند" پس موضوع چیست؟

دقیقا نمیدانم ولی شاید تاثیر جامعه خیلی بیشتر است و شاید اعمال مذهبی جزء آن شاکله اصلی شخصیت افراد نیست و سطحی تر است و به همین خاطر محیط کاملا غیر مذهبی و غیراخلاقی جامعه مان بچه ها را تحت تاثیر خودش قرار میدهد.

از فکر اینکه جامعه ، نسبت به خانواده، تاثیر بیشتری روی تربیت تو و همسالانت دارد، میترسم، جامعه ای که ما ساخته ایم (ما پدر و مادرهای شما بچه ها منظورم است) شده اینکه اصلا خودمان نمی پسندیم، جامعه ای که شما بچه های تحت تاثیر این جامعه بسازید .... خدا رحم کند؛ واقعا نگرانم.

بابا