سلام دختر گلم

مدتی است در وبلاگهایی که سر میزنم چند مورد بوده که نویسندگان آنها به دلیل اینکه شناخته شده اند (یعنی خانواده یا دوستانشان فهمیده اند که آنها وبلاگی دارند و رفته اند و مطالبشان را خوانده اند یا اینکه خوانندگان غریبه ، توانسته اند بفهمند که هویت واقعی نویسنده چیست) وبلاگ خودشان را بسته اند و تعطیل کرده اند یا اینکه یک وبلاگ جدید راه انداخته اند با یک نام جدید و ناشناس دیگر.


از نظر من علت این موضوع این است که این نویسندگان (بیشتر خانمها) مجبور به اینکار شده اند و شاید برایشان تبعات دیگری هم داشته این است که ایشان یک فرض غلط دارند و آنهم این است که ایشان فرض کرده اند میتوانند تا هروقت که دلشان میخواهد (شاید همیشه) در محیط مجازی ناشناس بمانند و بنابراین شخصی ترین صحبتها و درددلهایشان را اینجا مینویسند و منتشر میکنند در حالیکه این فرض، فرض درستی نیست و کاملا مشخص است که دیر یا زود هویت نویسنده با نشانی هایی که در نوشته هایش دارد یا با کنجکاوی موذیانه دیگران و یا اشتباه سهوی خودش ، لو میرود و آن وقت اول دردسر نویسنده است که بتواند موضوع را مدیریت کند تا به زندگی شخصی اش لطمه نخورد.

جالب اینکه بعضی حرفهای خیلی شخصی نویسنده که شاید حتی نزدیک ترین دوستانش هم از آن اطلاع ندارند، به راحتی منتشر میشود انگار نویسنده دارد در تنهایی خودش ، با خودش درددل میکند و اصلا نگرانی ندارد که دیگران بدانند و بفهمند و این اول اشتباه و دردسر است در حالیکه محیط وب ، همان گوشه دنج دل آدم نیست که حرفهای آن حتی تا بعد از مرگ هم ممکن است ، بیان نشود. ضرب المثلی داریم که "حرفی که از 32 دندان گذشت از 32 دروازه هم میگذرد" و کاملا در مورد محیط مجازی صدق میکند.

زدن حرفهای خصوصی  در محیط وب یا انجام کارهایی با هویت مجازی که با هویت واقعی مان نمیتوانیم انجام دهیم  ،مزیت و فرصتی برای ما ایرانی هاست که به راحتی نمیتوان از آن گذشت (خصوصا که چهره بیرونی و واقعی مان خیلی با چهره شخصی و خصوصی مان متفاوت است و به نوعی پنهان کاری تا عمیق ترین لایه های زندگی مان نفوذ کرده است) اما نباید یادمان برود که داریم روی همه آبرو یا شخصیت یا زندگی خانوادگی مان ریسک میکنیم؛ البته آدم خیلی وقتها ریسک میکند و چاره ای هم نیست اما نباید یادمان برود که محیط مجازی ریسک دارد و اگر مطلبی میگوییم باید ریسک آنرا هم در نظر بگیریم نه اینکه ریسک را صفر در نظر بگیریم و بعد تصمیم گیری کنیم.

برای در نظر گرفتن ریسک هم بهترین کار این است که از ابتدا خودمان را کاملا ناشناس در نظر نگیریم و طوری رفتار کنیم که برای نزدیکانمان (لااقل) شناخته شده باشیم و بدانند و مطالبمان را بخوانند و با همین ذهنیت ، درددلی اگر هست و نظری اگر داریم، بیان کنیم. این موضوع قطعا باعث میشود که بعضی حرفها را نزنیم و نگوییم اما مگر آدم باید همه حرفهایش را بزند که از آن ناراحت میشویم؟ چرا ما فکر میکنیم که باید هر چه در دل داریم را در مورد هر کسی و هر موضوعی، بیان کنیم و این خیلی ارزشمند است و اگر نتوانیم انجام دهیم خیلی بهمان برمیخورد؟ آنهم در فرهنگ ایرانی که به راحتی میتواند باعث از بین رفتن رابطه ها و حتی خانواده ها شود.

امیدوارم تو اگر نیاز به جایی برای درددل کردن داشتی، در محیط مجازی و با هویت مجازی دنبال دوست و مخاطب نگردی .

بابا