سلام دختر گلم

من مدتهاست که به این نتیجه رسیده ام خیلی از جلسات شرکتمان، اعضایش به درستی انتخاب نشده اند (از نظر سطح و لول سازمانی) و همین باعث میشود که عملا جلسات کارایی لازم را نداشته باشند و تصمیمات درستی اتخاذ نکنند؛ مثلا جلسه ای که یک مدیر ارشد نشسته است و بعد تا 2 رده پایین تر از خودش هم در جلسه هستند یا حتی کارشناس هم نشسته است عملا تبدیل میشود به اینکه آقای مدیر ارشد حرف خودش را به دیگران بقبولاند و نتیجه جلسه همان نظر آقای مدیر باشد. درست است که در مورد یک جلسه خوب و موفق میگویند که بهتر است دیدگاه های مختلف وجود داشته باشد تا جوانب امر به خوبی بررسی شود اما موفقیت اینکار فقط در بستر فرهنگ مدیریت مشارکتی است که ساختار قدرت در آن، آنقدر پر رنگ نباشد که عملا اجازه طرح دیدگاههای نفرات کارشناس و مدیران میانی را ندهد.

البته بعضی مدیران هم با علم به این موضوع خودشان را در تمام جلسات میگذارند تا مراقب باشند که حرفی بر خلاف دیدگاهشان مطرح نشود و ابایی از بیان آن ندارند.

تحمل نظرات کارشناسی مخالف و تن دادن به تصمیمات ناشی از آن ، فرهنگی میخواهد که لااقل ما در شرکتمان نداریم، مثلا مدتی قبل در جلسات متعددی با حضور مدیران میانی شرکت نوع و رنگ لباسهای کار شرکت انتخاب شد و واقعا کار زیادی برد تا تصمیمات نهایی شد اما در جلسه مدیران ارشد شرکت که فقط قرار بود از تصمیمات مطلع شوند ناگهان همه چیز تغییر کرد و کلا تصمیم دیگری گرفته و اجرا شد.

بعد از آن جلسه من که دیگر خیلی دلم نمیخواهد در جلسات تصمیم گیری شرکت کنم. در چنین سازمانهایی بهتر است مدیران ارشد هر چه را که صلاح میدانند، تصمیم بگیرند و اجرا کنند ، به این صورت هم وقت دیگران تلف نمیشود و هم نارضایتی بعدی درست نمیشود.

بابا