سلام دختر گلم

شبی که فردایش میخواستی به مدرسه بروی، خیلی نگران این بودی که نکند  با  وانیا دوستت، همکلاس نشوی.

فرداشب که از کار برگشتم، فریاد زدی:"بابا خوشحال باش!" گفتم:"چرا بابایی؟ چی شده؟" تو جواب دادی:"بابا خوشحال باش چون با وانیا همکلاس شدم" اولش کمی فکر کردم که موضوع چیست و میخواستم توضیح بدهم که تو باید خوشحال باشی نه من ولی از قیافه ات متوجه شدم که این ادبیاتی است که میخواهی یک خبر خیلی خوب را با هیجان زیاد به من بدهی ، این فکر را که کردم واقعا و مثل اینکه برای من خبر خوشی است، داد زدم :" وای بابایی، چه خبر خوبی!" و آمدم و بغلت کردم و بوسیدمت.

بابا