سلام بابایی

روز شنبه اولین جلسه کلاس شطرنجت بود. شب من دیر آمدم و نشد که به من یاد بدهی که چه یاد گرفته ای اما دیشب که آمدم ، سریع مهره ها و صفحه را آوردی و مثل یک معلم خوب ، به من توضیح دادی که هر مهره اسمش چیست و کجا باید گذاشته شود. بعدش هم که با هم دو دست بازی کردیم، یکی را تو بردی و یکی را من، آنهمچه بازی ای!!

روز اول فقط به تو حرکت سرباز و رخ را یاد داده بودند و به همین خاطر فقط همین دو مهره حرکت میکردند. دست اول که تو بردی خیلی زود "رخ" را رساندی ردیف پشت سربازها و شروع کردی مهره ها را زدند، حتی شاه را !! تعجب

من هم عینا همین کار را دست بعدی کردم و بردم! تا ثابت کنم که شاگرد خوبی هستم.

ضمنا برای حرکت سرباز فقط اولین سرباز را 2 خانه حرکت میدهی و میگویی که بقیه باید 1 خانه حرکت کنند درحالیکه فکر کنم قانونش این است که همه سربازها میتوانند در اولین حرکتشان 2 خانه بروند و نه فقط اولین سرباز؛ قرار شد که مامانت جلسه بعدی بپرسد.

من از مدتها قبل دلم میخواست که تو بروی و شطرنج یاد بگیری، به نظرم روی تمرکز و آینده نگری تاثیر خوبی دارد اما فرصتش نبود تا اینکه وانیا دوست امسالت هم میرود و تو هم رفتی. ضمنا بنا به توصیه مامان وانیا، نرفتیم فدراسیون شطرنج چون میگفت که اصلا خوب نیست و خیلی بی برنامه هستند. توی کوچه شیمی موسسه آموزش شطرنج "ایندگان" هست که وانیا هم همان جا میرود و تو را هم همانجا ثبت نام کردیم. 8 جلسه یک ساعته ، 60 هزار تومان.

امشب هم یک دست بازی کردیم که تو بردی.

امیدوارم همین قدر که این روزها مشتاقی ، کارت را ادامه بدهی.

بابا