سلام بابایی

این روزها با آنهمه کار و مشغله که من سرکار دارم، یک مشغله اصلی هم اضافه شده است و آنهم تغییر مدرسه تو است البته بیشتر از من مامانت خیلی نگران و درگیر شده است. متاسفانه معلمتان در مدرسه حرکات و کارهایی کرده که کاملا مشخص است از نظر روحی تعادل ندارد و این خیلی برای کسی که در سالهای قبل از او تعریف میکردند، خیلی عجیب است. کارهایی مثل زدن بچه ها ، کشیدن موهایشان یا زدن حرفهایی مثل " نفهم" و ... به بچه ها و برخوردهای نامناسب با اولیای بچه ها ما را به این نتیجه رساند که باید مدرسه ات را عوض کنیم. (به یکی از مامانها گفته که "این بچه ات چقدر بیجونه! اما من درستش میکنم!)  البته کلاسهای دیگری هم این مدرسه دارد ولی از کلاسهای دیگر هم خبرهای خوبی به گوش نمیرسد، در کلاس دیگر هم تا الان که دو هفته از سال تحصیلی میگذرد،هنوز برنامه کلاسی به بچه ها نداده اند و بچه ها روی کاغذهایی که معلم میدهد ، تمرین میکنند و حتی دفتر هنوز نگرفته اند ؛ مشخص است که مدیریت مدرسه خیلی ضعیف دارد عمل میکند؛ البته سال قبل که پیش دبستان اینجا بودی اوضاع خوب بود و خیلی عجیب است که امسال تا این حد کیفیت شان افت کرده است.

اتفاق مشخصی که افتاد و اوضاع را خراب کرد این بود که روز دوم مدرسه ات ، سر کلاس قرآن ( که یک معلم جوان بوده) تو و دوستت داشته اید میخندیده اید که معلمتان ، به معلم اصلی کلاس (خانم انصاری) میگوید که "اینها خیلی میخندند و گوش نمیکنند" او هم می آید و به تو میگوید :"نفهم" . بعد از ظهر آنروز تو که بعد از مدرسه خیلی بی حوصله و کلافه بودی، بالاخره به مامان گفتی که :"مامان معلم مان حرف زشت میزند" و وقتی مامان پرسیده که چه شده است، ماجرا را تعریف کرده بودی. من وقتی شب آمدم و شنیدم ، از مامانت خواستم که از مادر دوستت هم بپرسد که ماجرا چه بوده تا یک وقت به خاطر اشتباه تو ما قضاوت غلط نکنیم ولی بعد که مامانت پرسیده بود، مامان دوستت هم تایید کرده بود.شب هم که حسابی نا آرام بودی و همه اش خوابهای بد میدیدی،مدتها بود که این اتفاق نیافتاده بود که متاسفانه دوباره تکرار شد (خداییش خیلی حساسی بابایی،این را هم به مامانت رفته ای!)

مامانت فردای آن روز که به مدرسه رفته بود تا با مدیر صحبت کند اما نبود، معلم قرآن را میبیند و به او میگوید که:"من مامان پرنیان هستم، دیروز مشکلی بوده؟" که او هم فورا میرود و معلم اصلی را صدا میزند که :"مامان پرنیان آمده و اعتراض دارد" این خانم معلم هم خیلی با عجله و توپ پر آمده که "مامان پرنیان کیه؟" و گفته که "دخترت دروغ میگوید و من این حرف را نزدم" و چند بار تکرار میکند که "من روشم همینه،اگر میخواهید بچه تان را ببرید" همانجا هم تو میگویی که :"خانم، ما دروغ نمیگیم" (این ماجرا را امشب هم که مامانت دوباره تعریف میکرد کلی خندیدیم که این طوری جواب داده ای، قربونت بره باباماچقلب) خلاصه که مامانت میخواسته با مدیر حرف بزند اما از اتفاق،مادر خانم مدیر هم فوت کرده و نیامده بوده.

علاوه بر اینها تو و دوستان دیگرت به مامانها گفته اید که این خانم معلم ، "رایا" ،یکی از شاگردان که خیلی هم نحیف و ضعیف است را وقتی از کنار میزش رد میشود و پایش از میز بیرون است با پا لگد میزند که :"پاتو ببر تو!" و ضمنا موهایش را کشیده چون بلند بوده و از زیر مقنعه آمده بوده بیرون یا یکبار هم شانه های او را گرفته و با تکان دادن شدید میگفته و تکرار میکرده که :"فهمیدی چه گفتم" . (اینها واقعا نشانه عدم تعادل روحی این خانم معلم است و من واقعا تعجب میکنم که چقدر از این خانم ما تعریف شنیده بودیم.) یک روز هم تو و دو نفر دیگر از دوستانت که داشته اید سرکلاس میخندیده اید، بیرون کرده (بچه کلاس اولی را !!) و فرستاده طبقه پایین که "بروید پیش معلم پیش دبستانتان،شما باید برگردید پیش دبستان". معلم پیش دبستانتان که انصافا خانم مهربان و خوبی است (خانم گلچین) میآید و وساطت میکند که شما برگردید سر کلاس. البته بعدش که این خانم مامانت را دیده بود خیلی ناراحت بود از کار خانم انصاری و به مامانت هم گفته بود. (البته امیدوارم این حد از شیطانی را کمتر کنی والا هر روز باید من و مامان بیاییم مدرسه و وساطت کنیم،راستی این شیطنت را هم بنا به اعتراف مامانت به خودش رفته ای،باور کن که من در مدرسه خیلی بچه مثبت بودم،باور کن!)

خلاصه که مامانت یا مامانهای دیگر امروز رفته و یک مدرسه جدید پیدا کرده ، نزدیک پل سیدخندان و فردا میخواهیم ببریمت آنجا و کارهای ثبت نامت را تمام کنیم. هرچند باقی مامانها احتمالا نیایند چون بچه ها گریه میکرده اند و میخواسته اند که با دوستان همین مدرسه شان بمانند و آنها هم دلشان نمی آید که اینکار را بکنند. تو هم کمی ناراحتی میکنی اما موضوع مهمی است و نمیشود بخاطر کمی ناراحتی تو، کوتاه بیاییم و بگذاریم اینجا بمانی.

امیدوارام با مدیر مدرسه قبلیت (کوثر دانش) به مشکل نخوریم چون امروز که با مامانت صحبت کرده ، گفته که باید همه شهریه را بدهید (2 میلیون تومان) ولی ما که پرسیدیم در ماه اول فقط 10% شهریه را باید بگیرند؛ خوشبختانه ما هم تا الان فقط همان 10% را داده ایم و باقی اش مانده ولی باید پرونده تو که کارت واکسن و نتیجه آزمون پیش دبستان است را بدهد. امیدوارم کارمان به شکایت از مدرسه و رفتن به منطقه و ... نکشد.

بابا