سلام دختر گلم

دیروز نتیجه سونوگرافی مامان نشون داد که بچمون پسره. احتمالا اسمش را میگذاریم پوریا ولی تو منتظر یک خواهر بودی و دیروز وقتی مامان خبر را بهت داده، نیم ساعتی داشتی گریه میکردی و میگفتی:"من خواهر میخوام ، من دیگه با خدا دوست نیستم، من ازش خواهش کرده بودم که یک خواهر به من بده ، اون که پسر میشه همش میره با رضا (پسرخالت) بازی میکنه و با من بازی نمیکنه!" ولی بعدش که مامان از خودش و دایی حامد گفته که با هم بازی میکرده اند، آرام شده ای و قبول کرده ایکه پسر هم خوب است!

از دیروز تا الان هم تقریبا به همه گفته ای از مدیر و معلمتان در مدرسه جدید بگیر تا معلم شطرنج و مامان وانیا و فقط خواجه حافظ شیرازی را ندیده ای که بگویی! هرچه من و مامان میگوییم که نباید به دیگران این را بگویی و بد است، به خرجت نمیرود و کار خودت را میکنی!

راستی با آمدن پوریا یک مشکل جدید هم پیش می آید و آنهم اینکه نمیدانم باید اسم اینجا را تغییر بدهم یا نه. البته فلعا چند ماهی وقت داریم و تا آن موقع یک فکری برایش میکنم.

بابا