سلام دختر گلم

این روزها به دلایلی، دارم به این فکر میکنم که "بزرگترین نقطه ضعف یک مدیر چه میتواند باشد؟" البته منظورم نقطه ضعف ها یا صفات اخلاقی ناپسندی مثل دروغگویی نیست چون این اختصاصی به مدیر ندارد و برای همه بد است.دنبال چیزی هستم که بیشتر به یک مدیر سازمانی تعلق بگیرد.

نکته بعدی اینکه ضعف در دانشهای تخصصی مثل "استفاده از ابزارهای مهندسی کیفیت" که برای یک مدیر تولید یا کیفیت خیلی استفاده دارد، منظورم نیست. بیشتر منظورم ویژگیهای عمومی مدیر است مثل تصمیم گیری ، برنامه ریزی و ....

و مساله بعد اینکه به دنبال نکته ای هستم که از دیدگاه همه مشتریان یک مدیر، نقطه ضعف است و نه فقط از دید بعضی از ایشان مثلا "نداشتن قدرت تصمیم گیری" قطعا یک نقطه ضعف اساسی برای یک مدیر است اما شاید آنقدر که از دید مدیران، این موضوع نقطه ضعف است، از دید کارکنان نقطه ضعف نباشد یا همینطور است صفاتی مانند "تمام کننده بودن" و ....

با در نظر گرفتن این نکات ، چیزی که به نظرم میرسد، شاید بزرگترین نقطه ضعف یک مدیر، " دمدمی مزاج بودن یا مودی بودن باشد" یعنی مدیری امروز یک حرف میزند و فردا حرف دیگری میزند، امروز فلان تصمیم را میگیرد و همه را به سمت آن بسیج میکند اما بعدش با یک صحبت یا حرف یک نفر ، نظر خودش را عوض میکند و کار دیگری را در اولویت قرار میدهد. یک روز حالش خوش است و در آن روز، وضع همه کارها خوب است و روز دیگری که حالش بد است، همه چیز خراب شده و هیچ امیدی به درست شدنشان نیست!

 فکر میکنم این میتواند "بزرگترین نقطه ضعف عمومی یک مدیر" باشد علتش هم این است که این مشکل در واقع روی تصمیم گیری مدیر ، یک علامت سوال میگذارد و در واقع "آب را از سرچشمه گل آلود میکند" و هر تصمیمی که مدیر میگیرد بدون در نظر گرفتن شواهد کافی و تحت تاثیر احساسات خودش گرفته میشود و با یک صحبت و حرف از یک نفر، نظرش عوض میشود؛ البته معمولا و بنا به تجربه من در مورد نفر اول خیلی سریع نظرش عوض میشود اما هرچه نفرات بعدی صحبت میکنند، دیرتر نظرش عوض میشود.

با چنین مدیری خیلی مهم میشود که شما نفر چندم هستید که دارید صحبت میکنید و قبل از شما چه کسی صحبت کرده است چون به راحتی تحت تاثیر قرار میگیرند و با اطمینان کاذبی که به توانایی ها و خیالات خودشان از سازمان و اولویتهایش دارند، متاسفانه تصمیم های مهم را میگیرند و تا بخواهی که مجددا نظرشان را عوض کنی  ، هم خودت باید درگیر شوی و هم کلی پول و سرمایه به هدر میرود ،با کلی اعصاب خرد کنی و ناراحتی و ...

البته همه ما آدمها بالاخره یک روز ناراحتیم و یک روز خوشحالیم و این در تصمیم گیریها یا برداشتمان از وقایع تاثیر میگذارد اما بین تاثیر حداقلی و به ندرت این موضوع با کسی که کلا روش او همین شده است، خیلی تفاوت داریم.

امیدوارم دچار چنین مدیرانی نباشی.

بابا