سلام بابایی

امشب میخواهم برایت از یک عامل مهم در برنامه ریزی کارها به نام "عامل پرنیانی" بگویم. راستش من خودم هم تا مدتی قبل به این خوبی که الان میدانم، اهمیت این عامل و توانایی اش در بهم زدن همه برنامه ریزی های دیگر را نادیده میگرفتم.

ماجرا مربوط به روزی است که در جابان متوجه شدم شارژر موبایلم را نیاورده ام و فقط 12% شارژ برایم باقی مانده است بنابراین "نور پشت صفحه نمایش" را خاموش کردم، صدای زنگ و لرزش را قطع کردم، امکان تبادل اطلاعات اینترنتی را بستم و هرکاری که میشد انجام دادم تا لااقل در مدتی که باقی مانده تا برگردیم خانه ، موبایل برای کارهای ضروری روشن بماند.

خلاصه با این اقدامات و با خیال آسوده در حال کتاب خواندن بودم که وارد اتاق شدی و خیلی بی تفاوت و کمی هم خسته، موبایلم را به سمتم گرفتی که :"بگیر بابا، شارژش تمام شد، داشتم با آیه بازی میکردیم" !!!!

در آن لحظه بود که من مثل کسانیکه برایشان مکاشفه ای رخ میدهد ، به این حقیقت رسیدم که در هر کاری باید سهم "عامل پرنیانی" را کنار بگذارم و به هیچ وجه نمیشود (لااقل تا وقتی که نرفته ای سر خانه و زندگی خودت!!) بدون این عامل ، کاری را برنامه ریزی کنم.

البته این را گفتم که بگویم : در کارهای دیگر هم همین است یعنی هرچقدر که عوامل موفقیت و شکست را بخواهی پیش بینی و مدیریت کنی، باز هم باید آمادگی حوادث "پرنیانی" را داشته باشی و کسی موفق است که بتواند از طوفان این حوادث جان سالم به در ببرد.

برای من و مامان دعا کن که ما هم بتوانیم !

بابا