سلام دختر گلم

امشب میخواهم برایت ماجرای اراده های دو دختر شهرستانی را بگویم که همیشه برای من نمونه هایی ستودنی از قدرت اراده و پشتکار است و در عین حال نشاندهند قدرت تفکر و اقدام عملی برای پشت سر گذاشتن مشکلات و رسیدن به هدف، ماجرا مربوط است به خواهران یکی از دوستان عمه طاهره ات:

این دو خواهر کرمانشاهی به اتفاق تصمیم میگیرند که  به هر طریق ممکن از ایران بروند اما امکانات خانواده در حدی نبوده که بتوانند روی کمک ایشان حساب کنند و ضمنا فکر مهاجرات غیر قانونی را هم کنار میگذارند بنابراین شروع به برنامه ریزی میکنند و  بعد از بررسی شرایط مختلف متوجه میشوند که سفارتخانه های خارجی در ایران ، کلاس زبان برگزار میکنند و کسانیکه در این کلاسها بتوانند نمرات بالایی کسب کنند ، از طرف دولت آن کشور بورسیه میشوند که زبان آن کشور را در کشور اصلی ادامه بدهند بنابراین به تهران آمدند و در کلاسهای سفارتخانه آلمان شرکت کردند و زبان آلمانی را تا انتهای دوره های سفارتخانه خواندند اما در امتحان نهایی (ضمن قبول شدن) امتیاز ممتازی که برای بورسیه شدن لازم بوده را بدست نیاوردند بنابراین مجددا در کلاسهای سفارتخانه ایتالیا شرکت کردند و زبان ایتالیایی را تا انتهای ترمهای سفارتخانه خواندند و اینبار توانستند امتیاز لازم برای بورسیه شدن را بدست بیاورند.

از طرفی ایشان برای اینکه بتوانند در ایتالیا خرج خودشان را در بیاورند و محتاج خانواده نباشند، در مدتی که کلاس زبان می رفتند به طور موازی رفتند و قالیبافی یاد گرفتند و هنگامی که عازم سفر بودند از اینجا دار قالی کوچک مخصوص قالی های کوچک را هم بردند تا در آنجا با قالی بافی خرج خودشان را در بیاورند.

الان هم هر دو فوق لیسانس زبان ایتالیایی و اقامت آنجا را گرفته اند و میخواسته اند دکتری بخوانند ولی به توصیه استادشان فعلا منصرف شده اند و مشغول کار هستند.

اراده این دو دختر شهرستانی برای رسیدن به هدفشان همیشه برای من مثال زدنی بوده ، امیدوارم تو هم از کار ایشان درس بگیری.

بابا