سلام دختر گلم

دیروز داخل کارگاه یکی از روسای گروه مونتاژ جلویم را گرفته و گلگی میکند که چرا برنامه ریزی کارش را خوب انجام نمیدهد و چرا مدیرمان می  آید داخل کارگاه و خودش همه چیز را پیگیری میکند در حالیکه این کار برنامه ریزی است که بداند هر قطعه در چه مرحله ای است و من چه قطعه ای را کسر دارم و ....

بعدش با خودم فکر میکردم که کل سیستم های سازمانی، هدف کلی و اولیه شان این است که یک کار را از ابتدا تا انتها دنبال کنند یعنی پیگیری کنند تا تمام شود اما به مرور زمان که سازمانها و کارها پیچیده شدند، آن پیگیریهای تک نفره توسط مدیر ، دیگر جوابگو نبوده و به همین خاطر ساختار سازمانی و فرآیندهای مختلف ایجاد شده و توسعه پیدا کردند. حالا وقتی مدیری میخواهد با همان روش اولیه و بدوی ، کارهایش را انجام دهد نه میشود گفت که کار غلطی میکند (چون هدف تمام سیستم همین است که کارها را پیگیری کنند) و نه میشود کارش را تایید کرد چون یک سیستم پیچیده و محصول پیچیده را نمیشود بصورت فردی پیگیری کرد؛ حتما کاری از دست در میرود و یا تداخلهای کاری با مسئولین فرآیندها و ساختار سازمانی پیش می آید اما متاسفانه این توضیح بدیهی وقتی ساختارها و فرآیندها خوب کار نمیکند، توجیه پیدا نمیکند چون مدیر ممکن است بگوید که میخواهد خلائی که فرآیندها دارند را با این روش پر کند در حالیکه بجای اینکار بهتر است برود و فرآیندها را طوری تغییر دهد که کارشان را درست انجام دهند، نه اینکه با روش دیگری و بصورت موازی بخواهیم کاری کنیم که عملا بجز تداخل کاری و اعصاب خرد کنی ، نتیجه ای ندارد.

امیدوارم تو دچار چنین سازمان و مدیری نباشی.

بابا