سلام دختر عزیزم

این روزها اتفاقی افتاده که مجددا یک موضوع قدیمی برایم زنده شده است و آنهم اینکه یک مدیر تا چه حدی میتواند (یعنی اخلاقی است) از اطلاعاتی که بصورت شخصی و دوستانه از دیگران بدست آورده است، برای پیشبرد اهداف سازمانش یا نظرات و کارهای خودش استفاده کند؟ بگذار مثالی که برای یکی از دوستان پیش آمده را برایت بگویم:

چند سال پیش شرکت ایشان کار بزرگی را تقسیم کرده بود بین 4 پیمانکار مختلف که یکی از ایشان ، دوست دوران دانشگاه او بود. ملاک محاسبه قیمت برای همه پیمانکاران یکی بود و وقتی او مسئول انجام آن کار شد متوجه شد که قیمتهای قبلی جای کاهش بیشتری دارد بنابراین مجددا قیمتها را کاهش داد اما قبل از اعلام قیمتهای جدید به پیمانکاران از طریقی متوجه شد که آن پیمانکار که دوستش است به دلایلی حتی با قیمت پایین تر هم حاضر به کار کردن است. خیلی ذهنش مشغول شده بود که باید چکار کند. اگر میخواست با اطلاع از آن موضوع ، قیمت فقط همان پیمانکار را کاهش دهد در واقع آنها را جریمه ای کرده بود که دیگران شاملش نبودند و آن پیمانکار به دلیل آشنایی که با او داشت، عملا کار را با قیمت کمتری انجام میداد. اگر هم میخواست نادیده بگیرد که از این موضوع اطلاع دارد ، عذاب وجدان داشت که نکند که منافع سازمان خودش را به خاطر دوستی شخصی اش زیرپا میگذارد.

در نهایت او آن اطلاعات را در نظر نگرفت و قانونی که برای همه معتبر بود را استثنا نکرد یعنی اصلا فرض کرد که نمیداند که آنها حاضرند با قیمت کمتر هم کار کنند چون به نظرش رسید که نباید اطلاعات شخصی خودش را که به خاطر دوستی با ایشان بدست آورده است در تصمیماتش بر علیه خودشان دخالت بدهد ، بنابراین فرض کرد که مانند سایر پیمانکاران اطلاعی از شرایط خاص ایشان ندارد و قیمتی که برای سازمان شان منطقی بود را به همه پیشنهاد داد و همه هم پذیرفتند البته با مقداری غر زدن و .... ولی همه پذیرفتند و کار ادامه پیدا کرد. با من هم مشورت که کرد همین را گفتم که نباید این اطلاعات را در نظر بگیرد چون به نظرم نامردی بود.

هنوز هم فکر میکنم که مدیران باید بتوانند بین اطلاعات دوستانه ای که از کانالهای غیر رسمی بدست می آورند با اطلاعاتی که از مسیرهای رسمی و قانونی بدست می آورند، تفکیک کنندخصوصا اگر آن اطلاعات را دارند در مورد همان افراد به کار میبرند البته بعضی وقتها اینکار واقعا کار سختی است مثلا اگر دو کارشناس یا دوست که از هم اطلاعات شخصی زیادی دارند، ناگهان یکی از ایشان مدیر دیگری شود آیا باید اطلاعات قبلی که از زندگی دوست خودش دارد را در تصمیماتش دخالت دهد مثلا اگر بداند که دوستش بعضی از قوانین شرکت را نقض میکند و کسی خبر ندارد و به نوعی دارد سوء استفاده میکند، باید برخوردی بکند یا موضوع را نادیده بگیرد؟ حتی اگر برود و به آن شخص، دوستانه تذکر بدهد که کار بدش را تکرار نکند و آن دوست ، قبول نکند و کار خودش را ادامه بدهد، آیا باید برود و دوست خودش را لو بدهد ؟ الان یادم افتاد که فیلمی که خیلی وقت پیش ساخته شده بود به نام "همسر" هم در همین بستر پیش میرفت ولی در آنجا ، آقای مدیر به خاطر همسرش ، جلوی دوستانش که دزدی میکردند، ایستاد اما همه جا موضوع به این راحتی نیست.

این موضوع هم مانند دیگر موضوعات اخلاقی که در سازمانها و (بطور کلی تر در روابط انسانی) وجود دارد، حالتها و شرایط مختلفی دارد که نمیتوان برای همه شان یک قانون واحد در نظر گرفت.

امیدوارم تو در بزرگی خودت در این مخمصه های اخلاقی گیر نیفتی.

بابا