سلام دختر گلم

برایت گفته بودم که در جلسه ای که با مدیرعامل داشتیم ، گفتند که سیستم حقوق شرکت عوض میشود. این موضوع باعث خوشحالی زیاد بعضی همکاران شد طوری که وقتی برگشتیم، فورا به اتاق همکارانشان رفتند و با خوشحالی اعلام کردند:"آقای دکتر گفتند که سیستم گریدینگ تمام شد" و من که اتاق کناریشان بودم، صدای هورای دستجمعی شان را شنیدم. راستش من خوشحال نشدم و به کسی هم این خبر خوش را ندادم ، بجایش بیشتر نگران شدم، هم نگران از اینکه با این تغییرات چه بلایی دوباره سرمان می آید و هم نگران اینکه وقتی مدیران شرکت به این راحتی تصمیمات بزرگ میگیرند، آیا میشود مطمئن بود که به همین راحتی تصمیماتشان را عوض نکنند؟

خبر این تصمیم بزرگ خیلی زود پخش شد و من که رفته بودم داخل کارگاه ، از من میپرسیدند که گریدینگ عوض شده است؟ و من هم جواب میدادم "آقای دکتر گفته اند که میخواهند تغییراتی بدهند" چون خوشم نمی آید که خودم بی جهت دیگران را خوشحال کنم و بگویم همه چیز تغییر میکند، یک خوشحالی که بعید است واقعی و طولانی مدت باشد، تجربه به من ثابت کرده که این جور تغییرات معمولا فقط باعث جابجایی نارضایتی میشود یعنی امروز یک عده ناراحتند و فردا یک عده دیگر، فرض غلطی است که مدیری فکر کند میتواند با اینجور تصمیمات روی مقدار خالص نارضایتی تاثیر بگذارد ، به نظر من تنها راه حل اینجور کارها این است که مدیر کاری که خودش درست میداند و برایش دلیل دارد را با طمانینه و آرامش و زمان کافی اجرا کند و بعدش هم مکانیزمی برای جبران و اصلاح اشتباهاتش در نظر بگیرد والا اگر بخاطر نارضایتی عده ای ، تصمیم به تغییر اینجور مسائل بگیرد، احتمالا عده دیگری ناراضی میشوند و مقدار خالص "نارضایتی ابراز شده" کاهش پیدا نمیکند.

از نظر من باید بین دو نوع نارضایتی تفکیک کرد، یک نارضایتی ابراز شده (یعنی نارضایتی که افراد بصورت علنی بیان میکنند) و نارضایتی واقعی یا پنهان (که کسی - بجز در جمع دوستانه- از آن حرف نمیزند) نارضایتی ابراز شده میتواند هیچ ارتباطی با نارضایتی پنهان نداشته باشد یعنی مثلا حتی فردی که از سیستم جدید حقوق و دستمزد راضی است هم به خاطر اینکه احتمال میدهد ، در چانه زنی سهم بیشتری بگیرد، باز هم خودش را ناراضی نشان میدهد یا بهانه ای برای نارضایتی پیدا میکند و به مدیرش شکایت میکند. از طرفی نارضایتی ابراز شده میتواند فقط در نتیجه نهایی با نارضایتی پنهان (واقعی) ارتباط داشته باشد و نه در استدلالها مثلا فردی که از حقوق خودش ناراضی است، بجای اینکه بگوید "چرا حقوق من کم است؟" میگوید:"چرا حقوق فلانی باید از حقوق من بیشتر باشد؟" به همین خاطر تصمیم مدیران براساس نارضایتی ابراز شده  و فرضشان برای اینکه چیزی که بیان شده است حتما همان نارضایتی واقعی است، موجب تصمیم گیریهای اشتباه میشود. کاری که به نظرم در شرکت ما اتفاق افتاد و مجددا هم در حال تکرار شدن است.

البته امروز که با یکی از مدیران منابع انسانی صحبت میکردم، از هیچ چیز خبر نداشت و کلا طوری صحبت کرد که انگار از حرفهای من خیلی تعجب کرده است ، نمیدانم واقعا داشت راست میگفت یا سعی میکرد مطلبی را پنهان کند. تا حالا البته با من روراست بوده اما صحبتهایش کمی عجیب بود. باید کمی صبر کنیم تا ببینیم کدام درست است.

بابا