سلام دختر گلم

مدتی است تاثیر فرهنگی رفتارهای مدیران در محیط کار برایم خیلی مهم شده است و فکر میکنم رفتارهای مدیران در محیط کار، درست مثل رفتار پدر و مادرهایی که فرزند کوچک دارند و بچه های آنها را زیر ذره بین دارند و هرکاری که بکنند، بچه ها یاد میگیرند، در سازمانها هم پرسنل رفتار مدیران را زیر نظر دارند و هر کاری که مدیر میکند ، زیر نظر است و در فرهنگ سازمان تاثیر میگذارد.

حالا اگر این رفتار در یک مدت طولانی ادامه داشته باشد ، قطعا تاثیر طولانی مدتی هم خواهد داشت و کسی هم شاید متوجهش نشود درست مثل زهری که هر روز و به مقدار خیلی کم به خورد کسی میدهند و به خاطر مقدار کمش ، دکترها هم در آزمایشات و بررسی هایشان چیزی پیدا نمیکنند و فرد هم در نهایت میمیرد بدون مشخص شدن منشاء مشکل.

فرهنگ سازمانها هم مثل همان روحیات و تربیت بچه ها میماند که نیازمند تعهد مدیران است به اینکه بخواهند و تصمیم بگیرند که ارزشهایی را رعایت کنند ، درست مثل پدر و مادری که جلوی بچه شان خیلی کارها و حرفها را نمیزنند، اگر مدیران رعایت نکنند و جلوی پرسنلشان هر چه که میخواهند ، بگویند و انجام بدهند، قاعدتا فرهنگ مناسبی درست نخواهد شد.

داشتن دیدگاه فرهنگی برای مدیران خیلی مهم است و من هر روز که میگذرد ، منشاء خیلی از مشکلات را در نبود این تعهد می بینم. مثلا جلسه ای را که یکی از دوستان تعریف میکرد در نظر بگیر:

"در جلسه ای ، مشکلی مطرح شد و یک پیشنهاد این بود که از یک خلاء قانونی استفاده کنیم و به پرسنل هم بگوییم که اینکار را بکنند تا مشکلشان حل شود اما نتیجه اینکار این بود که پرسنل چند ساعت اضافه کار بی دلیل دریافت میکردند و عده ای مدیران از این راه حل حمایت میکردند، من مخالفت کردم و علت مخالفتم این بود که : (اگر به این صورت خودمان که مدیریم، قوانین سازمان را دور بزنیم ، بعدا چطور انتظار داریم که نفراتمان در مورد سایر قوانین ، اینکار را نکنند و خودمان را حتی دور نزنند؟"

کاش همه مدیرانمان چنین تعهدی هم به فرهنگ سازمانی داشتند و مراقب حرفها و پیشنهادات خودشان بودند. مطمئنا در نبود یک فرهنگ سازمانی غنی ، برای داشتن یک محیط کاری سالم هر چقدر هم سیستم و سازمان درست کنیم و سخت گیری کنیم، فایده ای ندارد و روز به روز مجبوریم پول بیشتری برای این سیستمها خرج کنیم و البته نتیجه مناسبی هم نخواهیم گرفت.

بابا