سلام دختر گلم

چند روز پیش که آمدم خانه ، دویدی و چیزی که دستت بود را نشانم دادی و گفتی:"بابا میدونی این چیه؟" گفتم:"نه" و توضیح دادی که :"این یک نامه است برای دانیال"

بعدش مامان برایم توضیح داد که موقع نگاه کردن به عکسهای مهدکودکتان در موبایل مامان ، وقتی همکلاسی ات "فراز" را می بینی یک دفعه گفته ای که دلت برای فراز تنگ شده و میخواهی برای او نامه بنویسی . اما بعد چون آدرس فراز را نداشتیم، مامان پیشنهاد کرده که نامه را به کسی بده که آدرسش را داریم و این شده که نامه را به دانیال نوشته ای.

روش هم این بوده که به سبک گزارشهایی که درستان است، تو دیکته کرده ای و مامان نوشته است و فقط اسم خودت و دانیال را خودت نوشته ای.

منکه رسیدم و خواستم نامه را ببینم ، چسب زده بودی و نمیشد. روی پاکت را هم نقاشی کرده بودی و تا آخر شب، چند بار تاکید کردی که نامه را جا نگذارم. صبح هم اول از همه که بلند شدی ، پرسیدی که نامه را در کیفم گذاشته ام یا نه .

خلاصه صبح که رسیدم به شرکت اول رفتم و نامه را به عمو علی دادم که برساند به دانیال ، او هم وقتی ماجرا را شنید خیلی برایش جالب شد که ببیند داخلش چه نوشته ای. فردایش که از او پرسیدم نتیجه چه شده است ، گفت که دانیال برایش خیلی جالب بوده که نامه را باز کند و بعدش دیگر "سرش خیلی شلوغ بوده که بخواندش" و به همین خاطر جوابی هم نداده است!

به قول عمو علی، فرق پسر بچه است با دختر بچه البته به نظرم خیلی ربطی به پسر و دختر بودن ندارد، روحیات متفاوت است!

به هرحال من عکسی که از نامه ات گرفته بودم را در reset کردن موبایلم از دست دادم و متنش را هم ندیدم ولی از عمو علی میگرم و اینجا میگذارم البته اگر هنوز موجود باشد!

بابا