سلام دختر عزیزم

قبلا برایت گفته بودم که من قبل از ازدواج با انجمن حمایت از کودکان همکاری میکردم و در دروازه غار (میدان شهید هرندی فعلی) مدتی را جمعه ها برای بچه هایی که در خیابان کار میکردند، قصه میگفتم و ناظم مدرسه جمعه ها بودم.

بعد از ازدواج نتوانستم بروم و ارتباطم قطع شده بود ولی خبر داشتم که جمعی که روزهای جمعه برای بچه های کار ، برنامه داشتند از انجمن حمایت از کودکان جدا شده اند و انجمن حمایت از کودکان کار را بنیان گذاشته اند و نفر اصلی شان هم آقای قاسم حسنی است که در دروازه غار هم مدیر کارها بود و عضو هیات مدیره انجمن حمایت از کودکان .

این اطلاعات بود تا اینکه چند روز پیش که داشتم اینجا برایت نامه مینوشتم، تبلیغ ایشان را دیدم و به سایتشان سر زدم و تلفن کردم ولی آقای حسنی نبود، پیغام گذاشتم و شماره تلفنم را دادم که تماس بگیرد، فردایش تماس گرفت ولی من جلسه بودم، بعدش هم هر وقت که میخواستم زنگ بزنم یا شب بود و دیر وقت یا کاری داشتم و خلاصه نشد تا امروز که خود آقای حسنی زنگ زد و نیم ساعتی داشتیم با هم از قدیمها صحبت میکردیم و از کارهای جدیدشان.

خوشبختانه نسبت به قبل خیلی پیشرفت کرده اند، چند شعبه دارند و در طول هفته کار میکنند و جمعه ها را دیگر تعطیل هستند. هنوز که هنوز است ، آقای حسنی در صحبتهایش از بچه ها و آرمانی که دارد و دردی که از دیدن یک بچه سر چهار راه احساس میکند، آنچنان با شور و حرارت حرف میزند که شنونده کاملا درک میکند که چقدر برایش این کار مهم است.

از بچه های آن سالها بجز خانم بناساز که با آقای حسنی ازدواج کرده و الان هم در هیات امنای انجمن است، فرد دیگری باقی نمانده و بقیه پراکنده شده اند. الان وب سایت "انجمن حمایت از حقوق کودکان" را دیدم و متوجه شدم آقای "اسماعیل پور" که در دروازه غار بود و همکاری میکرد عضو هیات مدیره شده آنجاست. خانه دانشجویی او که یکشب رفتیم و املت خوردیم هنوز یادم است. اخلاق جالبی داشت.

خیلی دلم میخواهد که دوباره بتوانم ارتباط داشته باشم و کاری در انجمن انجام دهم ولی با این اوضاع رفت و آمد به کرج و فشار کارها بعید است که بتوانم . جمعه ها هم که دیگر تعطیلند. اگر میتوانستم بروم حتما تو را هم میبردم که آن محیط و بچه ها را ببینی.

برای آقای حسنی و همکارانشان آرزوی موفقیت میکنم و شاید وقتی تو بزرگ شدی خودت دوست داشتی که در این فعالیتها شرکت کنی. منکه حتما تشویقت میکنم که اینکار را بکنی.

بابا