سلام دختر گلم

امروز یک ماراتن حرف و صحبت داشتم یعنی از ساعت 9:30 که از اتاقم بیرون رفتم، تا ساعت 4 عصر که برگشتم مرتب در حال صحبت با افراد مختلف بودم. انواع موضوعات مدیریتی و حقوق و بهره وری و فنی و عدم انطباق و تست و ....بعدش هم که برگشتم یکی از همکاران را که در این چند روز با چند نفر دیگر، جروبحث کرده بود را خواستم تا بیاید و نکاتی را به او تذکر بدهم.

نکته ایکه به او دوستانه تذکر دادم این بود که "نباید فقط دیگران را مقصر بداند که مقصود او را درست درک نمیکنند" . چون میگفت:"من یک نفر را در این شرکت پیدا نکردم که درست متوجه منظور من بشود و همه از حرفهای من بد برداشت میکنند" بسیاری از برخوردهایی که با دیگران کرده بود و به نظرش خیلی معمولی و خوب تمام شده بود، عملا طوری بود که یکی از نفرات وقتی گلگی او را میکرد، پیش من گریه اش گرفته بود و میگفت 2 شب است که نتوانسته بخوابد ولی این همکارمان فکر میکرد که اوضاع خیلی خوب است و هیچ مشکلی نیست.

خیلی سعی کردم که در موضع دفاع از خودش نرود و به همین خاطر بدون اینکه بازخواستش کنم که چرا با دیگران آن طور حرف زده، نکاتی را به او گفتم و خواستم که اگر این نکات را درست میداند (که همین طور بود و تایید میکرد) آنها را در روابط و کارهایش در نظر بگیرد.

یکی از نکات اصلی که به او گفتم این بود که : "وقتی یک نفر حرفی میزند که میخواهد دیگری بفهمد، این فرآیند را به (ارسال و دریافت پیام تلویزیونی) شبیه میکنند که هم فرستنده دارد و هم گیرنده و هم محیط یا وسیله ارتباطی . حالا در این مثال اگر تصویر یا صدا در تلویزیون درست نباشد لزوما مشکل گیرنده نیست ، شاید فرستنده دارد اطلاعات را خراب میکند. اینجا هم شما بعنوان کسی که میخواهی منظوری را به دیگران برسانی ، مسئولی که طوری آنرا بفرستی که طرف مقابلت بگیرد نه اینکه انتظار داشته باشی که او خودش را طوری تغییر بدهد که پیام تو را بگیرد. در این صورت مثل این است که گیرنده بخواهد شبیه به کاری که نیروهای اطلاعاتی زمان جنگها میکنند، روی فرکانسهای مختلف بگردد تا بالاخره شاید بتواند کانال مناسب پیام ارسال شده را پیدا کند این انتظار از دیگران غلط است و تو باید بپذیری که حداقل 50% مسئولیت اینکه دیگران از حرفهایت بد برداشت میکنند با خودت است."

نمیدانم قبول کرد یا نه چون فرصت زیادی نداشتیم اما امیدوارم مشکلات کمتر شده باشد.

بابا