سلام دختر گلم

چند روز پیش در سایت "خبر آنلاین" مطلبی دیدم که یک روزنامه نگار خبر داده بود از اینکه به او پیشنهاد داده اند در نقد مفاهیم کلیدی که دولت آقای روحانی مطرح کرده است، بطور مرتب مطلب بنویسد تا بتوانند آنرا پخش کنند و پول خوبی هم بگیرد و آن آقای روزنامه نگار گفته بود که شبیه به همین پیشنهاد را دوره آقای خاتمی هم به او داده بودند اما قبول نکرده است و اینبار هم قبول نکرده و گلایه کرده بود که چرا بطور سیستماتیک و بدون گذاشتن هیچ رد پایی اینطور برنامه ها ، اجرا میشود و پولش از کجا میآید و ضمنا از کسانیکه به دلیل پول خوب اینکارها ، قبول میکنند هم خبر داده بود که البته خودش جزء انها نبود.

با خواندن مطلب او یاد چند تجربه خودم افتادم:

  • اوائل که این "نامه دانی" را راه انداخته بودم، فردی بود که به اینجا سر میزد و وبلاگ هم داشت ولی مطلب شخصی نمی نوشت و همه اش مطالب سیاسی و فرهنگی مشخصی را یادداشت میگذاشت بعدا خداحافظی کرد و توضیح داد که محل کارش که خبرگزاری "...." است از آنها خواسته که به نام خودشان وبلاگ ثبت کنند و بعد هم محتوای وبلاگ به آنها اعلام میشود و برنامه ای دارند که وبلاگها را بطور منظم به روز کنند و مثلا لینکهای وبلاگ مشخص بود و ... او هم به خاطر از دست ندادن شغلش مجبور بود که انجام دهد.
  • بعد از دوم خرداد 76 و انتخاب آقای خاتمی، یک روز در نماز جمعه جزوه ای به من دادند که در آن بطور دقیق شرح داده شده بود که اگر کسی بخواهد از یک روزنامه به خاطر مطلبش شکایت کند باید چه کار کند، فرمها گذاشته شده بود و قوانینی که میشد به آنها استناد کرد و آدرس محلها و مقاماتی که میشود به آنها نامه نوشت یا درخواست داد، اعلام شده بود و مثلا ذکر شده بود که از نامه کپی تهیه کنید یا اگر به درخواست شما توجهی نشد باید چه کار کنید یا حتی جزئیاتی مثل اینکه چطور مطالبی قابل شکایت کردن است و خلاصه جزئیاتی که واقعا میشد بگذاری جلویت و از یک روزنامه حتی از داخل مطلب ورزشی اش هم نشانه های محکمه پسند ضد ارزشی پیدا کنی! همان اتفاقی که برای روزنامه ها افتاد.

نمیدانم ، شاید اینطرفی ها هم از این کارها میکنند یا کرده اند و شاید این آقایان جدید دارند درسی که از آن قدیمی ها یاد گرفته اند را پس میدهند و ....

بگذریم، حتما وقتی بزرگ شوی این ضرب المثل را می شنوی که "دشمن دانا بهتر از دوست نادان است" من هم به این ضرب المثل اعتقاد دارم ولی واقعیتش بعضی وقتها از اینکه قبول کنم درست است، میترسم.

بابا