سلام دختر گلم

امروز که پنجشنبه است هنوز گوشت درد میکند و واقعا تا بحال اینقدر شدید مریض نشده بودی که 48ساعت از داروخوردنت بگذرد ولی خوب نشده باشی.

دیشب هم که دیگر اوجش بود، تا ساعت 1 نیمه شب مامان روی دست و سر صورت و پایت دستمال خیس میگذاشت و نگران بود که تشنج کنی چون یکبار در 3 سالگی تشنج کرده ای و مامان خیلی نگران بود که تکرار شود.

خلاصه که از حدود ساعت 2 نیمه شب به بعد بود که اوضاع خوب شد و تبت پایین آمد البته تب عجیبی بود یعنی مرتب بین جاهای مختلف تغییر میکرد، یکبار پیشانی ات داغ بود و تا دستمال خیس میگذاشتیم ، خوب میشد بعد یک دفعه کف پاهایت داغ میشد، بعدش شکمت و بعدش دستت. انگار قایم موشک بازی بود بین ما و تب که هرجا میرفت دنبالش میرفتیم تا بالاخره تمام شد و خوابیدی.

توی اون وضعیت هر چند وقت یکبار هم بلند میشدی و میگفتی :"ضعف دارم" و برای اولین بار برایت بیسکویت و نبات داغ آورده بودیم و هر وقت که بیدار میشدی و میتوانستی، گازی هم به بیسکویت میزدی و یا یک قلپ، نبات داغ میخوردی (البته دیگر سرد سرد شده بود) یعنی فکرشو بکن ساعت 12-1 -4 صبح بلند میشدی و بیسکویت میخوردی !

از صبح هم که بلند شده ای، هنوز گوش درد داری ؛ از قدیم هر وقت گوش درد میگرفتی بدنبالش تهوع هم داشتی ( احتمالا به خاطر عفونت گوش میانی) و امروز هم همین است و صبحانه هم نخوردی چون مرتب میگویی که تهوع داری و اگر چیزی بخوری ، بالا می آوری. با این وضعیت میخواهی بروی خانه دوستت وانیا برای ناهار که سفره دارند.امیدوارم با مهمانی رفتن ، بدتر نشوی.

من دیروز که هم تو مریض بودی و بردمت دکتر وهم خودم حالم خوب نبود و نشد که بروم سر کار، دیشب هم تا بعد از نیمه شب بیدار بودیم و باز هم نشد که بروم البته از خانه ایمیلهایم را میبنیم اما میخواستم بروم که نشد. امیدوارم لااقل این خانه نشینی باعث شود که حالم بهتر شود.

بابا