سلام دختر گلم

تو هم وقتی بزرگ شوی احتمال زیادی دارد که یا برای خودت کسب و کاری راه بیاندازی 1 یا اینکه بروی و در سازمانی کار کنی . به هرحال در هر دو صورت وقتی میردسد که در مورد خودت یا نفراتی که استخدام کرده ای به این فکر کنی که نسبت منافع فردی پرسنل و منافع سازمان (که برای رسیدن به آنها بوده که نفرات را استخدام کرده است) چیست؟

واقعیت این است که در سازمانهای انتفاعی و حتی دولتی ها (البته تا حد زیادی) مردم به خاطر منافع شخصی خودشان است که به این سازمانها میروند و میخواهند که استخدام شوند تا بتوانند پولی بگیرند و نیازهای اولیه خود و خانواده شان را برطرف کنند یعنی موتور محرک افراد برای کار در این سازمانها منافع شخصی خودشان است بنابراین فرض کنار گذاشتن این منافع از طرف کارکنان ، فرض غلطی است چون در این صورت دیگر کسی در آن سازمان کار نخواهد کرد. بنابراین "دنبال منافع شخصی بودن افراد در سازمانها" چیز ممنوع و بدی نیست و کاملا طبیعی است و در واقع همان چیزی است که افراد را به کار در سازمانها وادار میکند.2

حالا با این فرض ، نسبت میان منافع افراد یک سازمان و منافع سازمان میتواند به حالتهای زیر باشد:

  • اگر سازمان طوری طراحی کرده باشد که افراد برای رسیدن به اهدافشان، باید برای اهداف سازمانی تلاش کنند و اهداف سازمان و فرد در یک راستا باشند ، بهترین حالتی است که میشود تصورش را کرد. وقتی فرد به منافعش مرسد دقیقا یعنی سازمان هم به منافع خودش رسیده است.
  • اگر افراد فقط دنبال منافع خودشان باشند و کاری به منافع سازمان نداشته باشند و نسبت به آن "بی تفاوت" باشند ، اسمش میشود "کار کارمندی" یعنی بدون اینکه برای افراد مهم باشد که سازمان به اهدافش میرسد یا نه ، فقط کاری که از ایشان خواسته شده را انجام میدهند.
  • اگر افراد نفع فردی خودشان را در مقابل نفع سازمان ببینند و به همین خاطر نفع سازمان را به نفع خودشان زیر پا بگذارند اسمش میشود خیانت و اختلاس و دزدی و ... که افراد آگاهانه و به قیمت خسارت سازمان، برای نفع شخصی خودشان کار میکنند.

از این توضیحات کاملا مشخص است که هرچقدر سازمانها بتوانند منافع فردی افرادشان را همراستا با منافع خودشان کنند ، موفق ترند.

در این بین وظیفه مدیران سنگین تر است و اگر سوء استفاده ای بکنند ، زشت تر و نابخشودنی تر است چون یکی از وظایف مدیر ، همراستا کردن تلاشهای نفراتش در راستای اهداف سازمانی است و وقتی مدیری سوء استفاده میکند مثل آبی که از سرچشمه آلوده میشود ، به هرجا که میرود  ، آلودگی را هم با خودش میبرد و کاریش نمیشود کرد.

امیدوارم اگر مدیر یا کارمند سازمانی بودی ، منافع تو و سازمانت در یک راستا باشند تا مصداق حدیث معروف شوی که " بزرگترین لذت، کار است."

بابا

----------------------------------------------------------------------------------

1: اینکه میگویم احتمال زیادی دارد که برای خودت کاری راه بیاندازی به این خاطر است که الان که بچه ای ، علاقه زیادی داری به بازی فروشندگی که من بیایم و از فروشگاهت خرید کنم و ضمنا یکی از آرزوهایت هم این است که برای خودت یک کافی شاپ داشته باشی و مردم بیایند و از تو بستی بخرند ! و ضمنا جزئیاتی مثل اینکه لباس فروشندگانت چطور باشد یا خودت چه کار میکنی و ... را هم مطرح میکنی. من دلم میخواهد این ها را بگذارم به حساب علاقه ات به اینکه برای خودت کاری راه می اندازی و کارمند نخواهی بود !

2:البته حالتهایی از ارتباط بین افراد و سازمانها هم وجود دارد که افراد حاضرند از منافع خودشان بگذرند تا سازمانشان به اهدافش برسد ولی این ارتباط معمولا در سازمانهای غیر انتفاعی شکل میگیرد و نه در سازمانهای انتفاعی مانند شرکتهای خصوصی و البته در همانجا هم میتوان منافع غیر مادی برای افراد تعریف کرد که برای رسیدن به آنهاست که به سازمانهای غیرانتفاعی و خیریه میروند ولی از بحث ما خارج است.