سلام دختر گلم

دیشب برایت گفتم که در سازمانها هم بازیهایی هست مانند بازیهای "اریک برن" در روابط انسانی که بازی کردنشان ، فایده ای که آدم فکر میکند را ندارد. اولین بازی که برایت گفتم :"استراتژی بازی" بود و امشب برایت دومی را میگویم:"تعالی بازی". این بازی هم مانند "استراتژی بازی" اصلش خوب است ولی اینطوری که در سازمانها اجرا میشود بیشتر همان بازی است یعنی کاری که جدی نیست، ولی به نظر جدی می آید.

تعالی سازمانی موضوعی است که شاید از حدود 10 سال پیش باب شده و شرکتهای بزرگ و مطرح سعی میکنند خودشان را درگیر آن کنند.مدلهای مختلف تعالی سازمانی در دنیا وجود دارد که در ایران هم مدل اروپایی تعالی سازمانی انتخاب شده و شرکتها با رعایت موازین آن ، در رقابتی سالیانه شرکت میکنند و برای رسیدن به درجات مختلف تعالی (که شامل گواهی نامه تعهد به تعالی - تقدیرنامه- تندیس بلورین- ندیس سیمین - تندیس زرین است) با هم رقابت میکنند و در یک فرآیند خیلی مفصل و سنگین اظهار نامه ای از کارهای خودشان تهیه میکنند و به دبیرخانه جایزه تعالی سازمانی میفرستند و بعدش هم بر همان اساس مورد ارزیابی و ممیزی قرار میگیرند و رتبه ای که در نردبان تعالی کسب کرده اند، مشخص میشود.

تا اینجای کار خیلی خوب است و هیچ مشکلی ندارد اما روشی که ما اجرایش میکنیم عملا چیزی از آن تئوری خوب و متعالی باقی نمیگذارد چون تا جایی که میتوانیم سعی میکنیم با سند سازی و ظاهر سازی خودمان را در مقابل ممیزان خوب و موجه جلوه بدهیم و امتیاز بگیریم ، کارهای اصولی را میدانیم که باقی مانده و مشکل داریم (حتی بعضی کارهایمان در حد ایزو هم نیست!) ولی سعی میکنیم که وانمود خوب داشته باشیم و مشکلات را لاپوشانی کنیم که ممیزان چیزی نفهمند و امتیازمان را بدهند.

به نظر من ضربه فرهنگی که این ظاهر سازیها و سند سازیها به فرهنگ کاری میزند خیلی بدتر از نکات مثبتی است که با اینکارها در سازمان ایجاد میشود. چون بعضی از همکاران معتقدند که کارهایی مانند موضوعات تعالی سازمانی (هرچند با ظاهر سازی) خوب است که جاری باشد تا جا بی افتد و کم کم فرهنگ سازمان شود که به این موضوعات اهمیت بدهند ولی من اینکار را نمی پسندم شاید اگر مدیران ارشد برای این موضوع در همین حد هم وقت بگذارند و واقعا خودشان درگیر موضوع شوند تا لااقل مشکلات کاری را ببینند و راه حلهایی که در روال کارهای تعالی شروع میشود را دنبال کنند و به نتیجه برسانند، آن تاثیر مثبت را داشته باشد ولی وقتی مدیران خودشان این کارها را "بازی" میدانند و وقت تلف کردن، فقط یک عده که زورشان نرسیده که خودشان را از بازی کنار بکشند و بار مسئولیت افتاده روی دوششان ، می مانند و کلی کار که باید انجام بدهند تا ظاهر سازی درست انجام شود ، همان نتیجه مثبت را هم ندارد.

خلاصه که بحث تعالی سازمانی خیلی خوب است و اگر واقعا سازمانها دنبالش کنند به نتایج خوبش هم میرسند اما بدون تعهد مدیریت به مباحث اصلی آن ، میشود یک "بازی" که هدفش حفظ پرستیژ سازمان است به هر قیمتی ، حتی خراب کردن فرهنگ سازمان و نهادینه کردن فرهنگ سند سازی به صورت رسمی.

فعلا که من هم در کمیته تعالی شرکت هستم و هم عضو اصلی تیم تولید و با این دیدگاهی که دارم نمیدانم چطور باید کارهایی که به عهده ام است را درست انجام دهم! ولی اشکالی ندارد هرچه باشد شاید همکارانی که معتقدند حتی ظاهر سازی این امور هم به اندازه خودش خوب است و مفید، درست میگویند. برویم مفید واقع شویم!

بابا