سلام دختر گلم

امروز ناهار "چیکن استراگانف" داشتیم. یاد خاطره سفر ماه عسلمان با مامان افتادم:

ما بعد از عروسی سفر نرفتیم، چند ماه بعد بود که برای ماه عسل رفتیم شیراز. آن موقع (سال 81) هنوز کارتهای الکترونیک مثل الان خیلی باب نشده بود و ضمنا حساب من هم چون حساب جاری بود، رویش کارت نمیدادند ، این بود که مقداری پول که از حسابم گرفته بودم و خانه بود را با خودمان بردیم.

روز اول سفر رفتیم رستوران و یکی از گران ترین غذاهای رستوران را سفارش دادیم:"بیف استراگانف" (شاید هم "چیکن استراگانف") خلاصه موقع پول دادن بود که متوجه شدیم بسته پولی که آورده ایم، بسته کامل نیست و نصف بیشترش کم است یعنی مثلا اگر قرار بود 500000 تومان باشد ، فهمیدیم 200000هزار تومان بیشتر نیست و ما از همین مقدار هم مثلا 60 هزارتومانش را برای ناهار دادیم و البته زیاد هم خوشمان نیامده بود! شوکه شده بودیم! تعجبروز اول سفر ، اون هم سفر ماه عسل ، بدون پول !! به فکر این افتاده بودم که بگم از تهران برایمان پول بفرستند ولی از شانس چند روز تعطیلی بود که هیچ بانکی هم باز نبود که برایمان کسی پول بفرستد!!

خلاصه که سفر ماه عسلی شد ! من از غذاهای آن سفر چیزی یادم نیست اما آن غذای "بیف استراگانف" را دقیقا خاطرم هست .

الان با اینهمه کارت و امکان انتقال پول که فراهم شده ، واقعا شرایط آن روزها قابل تصور نیست اما در آن شرایط نمیدانی بر ما چه گذشت! چند روز ماه عسل بدون پول و با حداقل خرج کردن خصوصا که با تور آمده بودیم و مرتب ما را میبردند به رستورانهای مختلف و جاهایی که باید پول خرج میکردیم و آبرو داری میکردیم ....

موقع برگشت وقتی پول ماشین از فرودگاه به خانه را دادم یادم نیست چقدر پول برایم باقی مانده بود ولی خوشحال بودیم که به مشکل نخوردیم.

علیرغم این موضوع، آن سفر یکی از خاطره انگیزترین سفرهایمان شد.

بابا