سلام دختر گلم

امروز مامانت تعریف میکرد که توی مدرسه دیکته داشته اید و وقتی که آمدی خانه به مامانت گفته ای :"مامان ما امروز یک دیکته ای نوشتیم که اگر برایت بخوانم ، گریه ام میگیرد." عنوان دیکته "نامه ای به بهترین پدر و مادر دنیا" بوده و وقتی مامانت خواسته که آنرا برایش بخوانی ، وسطش گفته ای که "مامان نمیتوانم بیشتر بخوانم و گریه ام میگیرد، تو بقیه اش را بخوان" (البته مامانت میگوید که یک علتش این است که خط خودت را نمیتوانی خوب بخوانی.)

خلاصه در انتهای دیکته این جمله هست که :"مادرم، پدرم ، وقتی به شما نگاه میکنم مهربانی و قشنگی فرشته های آسمانی را می بینم" و گفته ای :"وقتی خانوم گفت فرشته های آسمانی ، ما فکر کردیم که پدر و مادرمان مرده اند و فرشته شده اند در آسمان که خانوم اینجوری میگه و بعدش هم گریه کرده ایم."

مامانت راست میگه: این احساسی بودنت به خودش رفته !

بابا