سلام دختر گلم

 این روزها موضوعی خیلی ذهنم را مشغول کرده و مرتب مثالهایی از آن را می بینم که خودم اسمش را گذاشته ام :"سیستم بازی / جلسه بازی"

منظورم این است که کارهایی میکنیم که ظاهرش سیستماتیک است ولی واقعیتش این است که کاملا غیر سیستمی و حتی ضد سیستم است مثلا جلسه میگذارند و نتیجه اش این میشود که "بدون بازرسی قطعات، از پیمانکاری که برای بار اول است که آن قطعه را ساخته است، قطعات خرید شود" یا مثلا تصمیم میگیرند که :"بدون داشتن مشخصات فنی کامل قطعات ، خرید کنیم" و چون در جلسه ای این تصمیمات گرفته شده است و صورتجلسه دارد و از واحدهای مختلف هم حضور داشته اند، کاملا درست است و به قول معروف سیستماتیک است! در حالیکه این جور تصمیم گیریها به نظر من سیستماتیک نیست، فقط ظاهرش سیستماتیک است و مدیران نباید گول این ظاهر را بخورند.

اگر قرار است در جلسه ای تصمیم گیری شود ، نتیجه اش فقط وقتی بعنوان یک نتیجه سیستماتیک قابل قبول است که فرآیند تصمیم گیری در جلسه هم شرطهای یک تصمیم گیری سیستماتیک را داشته باشد والا اینکه برای فلان تصمیم ، جلسه برگزار شده است به هیچ وجه نمیتواند به معنی سیستماتیک بودن آن تصمیم باشد.

حداقل شرطهایی که به نظرم باید در تصمیم گیری جلسات رعایت شود تا نتیجه آن جلسه و تصمیماتش، منطقی و سیستماتیک باشد اینهاست:

  • تصمیم گیری بر مبنای اطلاعات واقعی و درست باشد و نه شایعات یا احساسات مدیران از شرایط سازمان یا محیط بیرونی
  • در تصمیم گیری حتما احتمال تغییر شرایط و هزینه های احتمالی تصمیم غلط بررسی شود و فقط به جوانب مثبت تصمیم گیری اکتفا نشود.
  • اگر نتیجه جلسه کنار گذاشتن اصول کسب و کار سازمان است ، به راحتی قبول نشود و ترجیحا کنار گذاشته شود ، نباید اجازه دهیم به اسم "چابکی سازمان" روالهای کاری امتحان شده ، کنار گذاشته شوند و نادیده گرفته شوند.

به نظرم این حداقلها را اگر رعایت نکنیم، مدیران خیلی راحت ترند که به اسم "از دست ندادن فرصتها" و "جلوگیری از ضرر سازمان" تمایلات شخصی و نظرات شخصی شان را اجرا کنند . متاسفانه در این موارد بعد از اینکه کار خراب هم میشود (مثلا جنسی بدون بازرسی می آید و مشخص میشود که خراب است و کلا باید دور ریخته شود) توجیه میشود که "ریسک کردیم!" انگار ریسک کردن هیچ قاعده و قانونی ندارد و میشود هر کاری را به اسم "ریسک کردن" ( که یک جزء مهم از مدیریت است) توجیه کرد و از همه بدتر اینکه همه هم توجیه میشوند یعنی نمی نشینیم و ببینیم که فلان ریسکی که پذیرفتیم و کاری خلاف قاعده و قانون انجام دادیم ، واقعا ارزش انجام دادن داشت یا فقط جوگیر شدیم و ریسک کردیم!

یک نکته دیگر هم اینکه بین مدیران خصوصیت "ریسک کردن" خیلی موجه تر از محافظه کار بودن است یعنی افراد با افتخار میگویند که "من اهل ریسکم" در حالیکه اگر به ایشان بگویی "تو محافظه کاری" حتما در لاک دفاعی فرو میروند و سعی میکنند این برچسب منفی را از خودشان دور کنند.

امیدوارم تو جو گیر نباشی و قبل از انجام هر کاری به اندازه کافی بررسی کنی.

بابا