سلام بچه های گلم

این روزها یکی از مهمترین موضوعاتی که در روزنامه ها و صحبتهای بین افراد مطرح است ، گرفتن یا نگرفتن یارانه است. ما ثبت نام نکردیم به دلیل اینکه به نظرم ما محتاجش نبودیم و دلم نمیخواست که فکر کنم ما صدقه بگیر دولت شده ایم ، نمیدانم شما که بزرگ شوید با این استدلالها موافق خواهید بود یا نه ولی این موضوع و البته چند دلیل دیگر باعث شد که ثبت نام نکنیم.

امشب بعد از مدتها سری به "فیس   بوک" زدم و دیدم دوست هم دبیرستانی ام ، آقا وحید محمدی این متن را در آنجا نوشته است که نمیدانم مال خودش است یا مال دیگران ولی به هرحال خیلی کوتاه و کامل است :

هر چند نه ازخاستگاهی یکسان،این رفتار که ما نیازمند نفرى پنجاه هزارتومان نیستیم ولى از آن نمی گذریم، با رفتار آنانی که میلیاردى رانت خوارى مى کنند و آنانى که برای ساندیس از سر و کول هم بالا مى روند،به شکل غریبی،، همانندی دارد،هر سه گروه از این استدلال تاریخی بهره مى جوییم : "ما نخوریم خب یکى دیگه مى خوره" و عجیب اینکه برای من، این طنز یارانه اى، که کسی چندان هم جدی اش نمی گیرد،یادآور شوربختی تاریخِ صد و پنجاه ساله ى مردمی ست که مامِ میهنِ را، پیکره ى نیمه جانى مى پندارند که زود نجبند، دیگرانش برده اند و پخته اند و خورده اند.

شاید عجیب و شاید غیر منطقی باشد اما دلم نمیخواست که فکر کنم "اگه من نخورم یکی دیگه میخوره!"

بابا