سلام دخترم

نمیدانم وقتی بزرگ شوی از ماجراهای انتخابات سال 88 چه میشنوی و اصلا آنقدر برایت مهم خواهد بود که موضوع را دنبال کنی یا نه ولی واقعه ای مهم و نقطه عطف (یا شاید بهتر باشد بگویم: یکی از نقاط عطف) تاریخ ایران بعد از انقلاب بود.

اینکه چه شد و چرا اینجوری شد هم خیلی مفصل است و هم خیلی پیچیده و هم اینجا جای بیانش نیست؛ الان هم نمیخواهم ماجرای آنرا برایت تعریف کنم اما چند روز پیش یک نوشته روی پست برق سر کوچه مان دیدم که برایم جالب بود و میخواهم برایت تعریف کنم:

چند روز پیش که صبح زود ، منتظر سرویس شرکت بودم متوجه شدم روی پست برق سر کوچه، با رنگ سبز نام یکی از کاندیداها را نوشته اند و کنارش یک قلب سبز هم کشیده اند که یعنی خیلی دوستش دارند، تعجب کردم که چرا طرفداران آن یکی کاندیدا پاکش نکرده اند ، با خودم گفتم حتما هنوز ندیده اند و برایم جالب بود که ببینم با این نوشته چه خواهند کرد؛ یکی دو روز بعد متوجه شدم که بالای آن نام ، با رنگ سیاه، نوشته اند:" خائن وطن فروش" طوری که خواننده ابتدا "خائن وطن فروش" را میخواند و بعد نام آن فرد را و به این صورت فکر کرده اند که آن تبلیغ سبز تبدیل شده است به یک ناسزای سیاه !!

اما با خودم فکر کردم اگر نویسنده را میدیدم شاید از او میپرسیدم:" گیرم که با نوشتن عبارت خائن وطن فروش ، توانستی نام آن فرد را خدشه دار کنی و کسی هم نفهمد که اصل ماجرا چه بوده است، حالا با آن قلب سبز که کنارش کشیده شده، چه میکنی؟"

البته فکر کنم حتی اگر این فرد را میدیدم هم جرات نمیکردم این سوال را بپرسم چون هنوز جامعه ما با جایی که افراد به "جرم یک پرسش نمی میرند"، فاصله زیادی دارد.

خوش باشی

بابا