سلام ماهانی

امروز بالاخره بردیم و ختنه ات کردیم. راجع به آن توضیح نمیدم که بعدا اگه خواندی ، زیاد خجالت نکشی ! برای اینکار رفتیم پیش همان خانم دکتر وزیری که تو را بدنیا آورده بود و در بیمارستان دی ، ساعت 11:30 امروز این کار مهم انجام شد و به قولی "رسما مرد شدی!"

با مامان که برمیگشتیم ، مانده بودیم که به پرنیان چه بگوییم چون باید محلش را مرتب با پماد چرب کنیم و با بتادین بشوریم و پرنیان حتما سوال میکرد و توضیح میخواست . خصوصا اگر پرنیان میپرسید که چرا اینکار را کردیم ، باید حتما جواب درستی میدادیم. این بود که دست آخر تصمیم گرفتیم که بگوییم " دکتر از جای جیش ماهان ، آزمایش گرفته و زخم شده است" خلاصه همین را گفتیم و به خیر گذشت.

تو هم که روزهای دیگر خیلی آرام بودی امروز چند تایی جیغ بنفش زدی ، انگار تازه متوجه شده ای که مرد بودن چه تبعاتی دارد !

بعد از بیمارستان آمدیم خانه مامانی که پرنیان هم آنجا منتظر بود، بیتابی میکردی و درد داشتی اما باز هم خوب تحمل کردی ، پرستارهای بیمارستان هم متوجه این موضوع شده بودند و میگفتند که این بچه خیلی آرام است.

این هم عکسهای بعد از ماجرا در خانه مامانی ، راستی چشم چپت را بعد از عمل ، بیشتر بسته نگهمیداری که مامان را نگران کرده که نکند بخاطر وارد شدن شوک بوده و ... ولی به نظرم چیز خاصی نیست:

بعد از ظهری داشتم فکر میکردم که این مراسم چه معنی ای میتواند داشته باشد. یادم نیست در کتاب "انسان در عصر توحش" چیزی در موردش بود یا نه ولی احتمالا این یکی از اجزای مراسمی بوده که در پایان دوران کودکی پسرها انجام میداده اند و بعدش آن پسر (که تا قبلش بچه حساب میشده) به دنیای مردانه پا میگذارد و "مرد" میشود و با جماعت مرد ها میتواند نشست و برخواست کند  ؛ البته مطمئن نیستم و راستش حوصله هم ندارم که دنبال سابقه تاریخی این موضوع بگردم، اما هر چه که هست به نظرم الان دیگر معنی خاصی ندارد ، نشانه ای است از عصر توحش انسانها که بعدش با تابوهای جنسی در هم آمیخته و به ما رسیده والان هم برایش توجیهات علمی و بهداشتی بیان میکنند که انشاءالله درست باشد!

راستی پرنیان خیلی برایت نگران است، امروز عصری که داشتی گریه میکردی و من و مامان هر دو تایی به شدت مشغول عوض کردن پوشک و کرم زدن و شستشو با بتادین بودیم ، میگفت :"بیچاره داداشم!"

 

بگذریم ، امیدوارم تا یک هفته آینده که "کار تمام میشود" مشکل خاصی از نظر عفونت و ... پیش نیاید.

بابا