سلام پسر گلم

مدتی است که به خاطر خشکی شدید پوست بدنت ، من و مامانت هر شب مراسم کرم زدن و شستشوی مخصوص تو را با کلی تمهیدات و برنامه ریزی اجرا میکنیم !

ماجرا از این قرار است که از همان روزهای ابتدایی بدنیا آمدنت، پوستت قرمز بود و روی لپت که معمولا در نوزادان خیلی نرم است، خشک شده بود که برای من و مامانت عجیب بود تا اینکه بردیمت دکتر افتاده و او تا لباست را باز کرده بود، به مادرت گفته بود که پوستت خیلی خشک است و باید دارو مصرف کنی. روی پشتت و زیر گردن ، حتی حالت اگزما شده بود و دانه های قرمز رنگی زده بود که دکتر گفته بود ، از خشکی شدید پوست است.

به همین خاطر دستوراتی داده به این شرح:

  • برنامه حمام یک شب در میان ، با شامپوی بچه کنسل شود ؛
  • بجای آن هر شب با یک روغن مخصوص که داخل آب میریزیم و آب را شیری رنگ میکند ، بدنت را به مدت 10 تا 15 دقیقه شستشو میدهیم.
  • بعد از شستشوی بدن ، یک کرم دیگر را باید روی بدنت بزنیم.
  • برای سر و صورت هم یک کرم دیگر هست که باید آنرا بزنیم.

شب اولی که میخواستیم این برنامه را اجرا کنیم کلی فکر کردیم که چکار کنیم که موقع شستشوی بدنت که باید حداقل 10 دقیقه طول بکشد، سرما نخوری . خلاصه تصمیم گرفتیم که بجای رفتن به حمام، در همان اتاق خودت و پرنیان اینکار را انجام دهیم و روش هم بعد از یکی دو بار انجام دادن که دستمان آمد اینطور شده که : در یک کاسه کوچک محلول شیری رنگ را درست میکنیم و تو را هم در اتاقت (در حالیکه در و پنجره بسته است) داخل یک کاسه بزرگ نگهمیداریم و اول تنت را شستشو میدهیم و بعد هم که باقی ماجرا. حالا این نگهداشتن داخل کاسه و دست و پا زدنهایت و جیش کردن در همان حال و ... بماند؛ خلاصه که هر شب ماجراها داریم تا این کار انجام میشود.

البته در همین چند شبی که اینکار را کرده ایم وضعیت پوستت خیلی بهتر شده است ، زیر گردنت که کلا پوست انداخت و الان بهتر است، قرمزی و التهاب پشتت هم خیلی بهتر شده و آن دانه های قرمز رنگ دیگر نیستند. فقط تنها موضوعی که هنوز خیلی خوب نشده است وضعیت پوسته پوسته شدن پیشانی و روی چشمهایت است که فکر میکنم یک مدت دیگر طول بکشد تا درست شود.

تقریبا هربار که تو را با این وضعیت شستشو میکنیم ، با مامانت میگوییم که ما هر دو تا پوستمان چرب است ، حالا چطور شده که تو اینقدر پوستت خشک است، خدا میداند.

راستی این روزها بیشتر شبیه به مامانت شده ای و همین حسابی خوشحالش کرده است، من هم راستش خوشحالم چون پرنیان اصلا به مامانت شبیه نیست و حالا که تو شبیه اش شده ای ، من عذاب وجدان ندارم ! با اینهمه زحمتی که مادرتان میکشد واقعا حقش بود که لااقل یکی از شما شبیه اش بشوید !

بابا