سلام بچه های گلم

یکی از دوستان نادیده ای که اینجا سر میزند، به نقل از یک نویسنده (احتمالا مارک تواین) نکته ی جالبی گفتند:"خواندن یک داستان زیبا و بعد ملاقات با نویسنده اش مثل این است که شما خوراک جگر غاز بخورید و بعد با غاز ملاقات کنید!"

واقعیت این است که هویت مجازی افراد (منظورم هویتی است که در دنیای مجازی و از روی نوشته ها یا عکس های یک نفر ، برایش فرض میکنیم) میتواند کاملا متفاوت از هویت واقعی آنها باشد و باید خیلی مراقب باشید که گول این هویتهای مجازی را نخورید و تا وقتی کاملا مطمئن نشده اید که آن هویت مجازی با هویت واقعی فرد مطابقت دارد، اطلاعاتی که ممکن است مورد سوء استفاده قرار بگیرد را به او ندهید.

اصولا همینکه فرد از شما درخواست اطلاعات شخصی میکند یک چراغ خطر است که باید مراقبش باشید و فقط بعد از توفق کامل و بررسی دقیق ، از آن عبور کنید.

همه ما با خواندن مطالب دیگران از آنها ذهنیتی میسازیم که درست بودنش برایمان مهم است و یافته های روانشناسی جدید ثابت کرده که بعد از ساختن آن ذهنیت ، ما اطلاعات مطابق با آن را بیشتر ارزش گذاری میکنیم و اطلاعاتی که با آن ذهنیت ، نمیخواند را کم ارزش قلمداد میکنیم و کنار میگذاریم و همین واقعیت ،اعتماد به "هویت مجازی" را خیلی خطرناک میکند؛ انگار بعد از ساختن آن ذهنیت مجازی ، چشم و گوشمان ، کور و کر میشود و به اطلاعاتی که نشان میدهد آن ذهنیت درست نیست ، توجه نمیکنیم ، درست مثل عشق که میگویند آدم را کور میکند و واقعیتها را نمیبیند، هویت مجازی که در ذهنمان از دیگران میسازیم هم توانایی کر و کور کردنمان را دارد باید مراقبش باشیم.

امیدوارم حرف بابا را جدی بگیرید.

بابا