سلام بچه های گلم

امروز هم صحبتهایی با دو تا از دوستان داشتیم که همزمانی آنها برایم جالب است:

  • اول صبح بود که یکی از همکاران آمد دم اتاقم ولی من جلسه داشتم، بعدش رفتم سراغش که ببینم چکار دارد، گفت که میخواسته مشورت کند در مورد اینکه در شرکت بماند یا برود. ظاهرا مدتی است به دلایلی در بیرون از شرکت مدیریت یک پروژه را به عهده گرفته که تا مرداد تمام میشود و در همین چند ماه ، 150 میلیون تومان دستمزدش میشد و پروژه فازهای بعدی هم دارد، به غیر از این پروژه ، کارهای دیگری هم به او ارجاع میشد که درآمد خیلی خوبی داشت و مانده بود که بهتر است برود و برای خودش کار کند یا همچنان در شرکت بماند. میگفت با هرکس که صحبت کرده به او گفته که "خر" است اگر نرود برای خودش کار کند! اما خودش دو دل بود و میگفت که دل کندن از جایی که خودش ساخته و خیلی برایش زحمت کشیده ، سخت است. با هم صحبتهایی کردیم که نمیدانم به تصمیم گیری اش کمک کند یا نه.
  • حدود ظهر هم یکی از همکاران قدیمی را دیدم که قبلا مدیر خودم بود. برایم گفت که بعد از رفتن از شرکت با یکی از دوستانش در شمال نمایندگی ایران خودرو گرفته اند و رویش وام گرفته بودند که به تازگی وامش تمام شده است. از طرفی در شهر خودشان رفته و یک کارخانه نشاسته زده است که تا شهریور به بهره برداری میرسد و ضمنا رفته و برای کارخانه نشاسته اش ، مجوز یک نیروگاه کوچک CHP گرفته و دنبال خرید توربین است ، جالب اینکه میخواسته وام بگیرد که به دلیل اوضاع و احوال مالی دولت منتفی شده ولی توانسته یک سرمایه گذار خصوصی پیدا کند . با او هم در مورد کاری که میخواست انجام بدهد و نکاتی که به نظرم میرسید ، صحبت کردیم . قرار شد از کانالهایی که داشتم برایش اطلاعات بیشتری بگیرم و چند تا شماره تماس که داشتم را هم برداشت تا خودش پیگیری کند.

با دیدن و صحبت در مورد کار بیرون ، داغ دلم تازه شد...

بابا