سلام بچه های گلم

هفته گذشته ، اتفاق مهمی در شرکتمان افتاد. یک بازدید مهم که برای تقریبا دو هفته کارهای شرکت را تحت تاثیر خودش قرار داد و شاهد اتفاقات و کارهایی بودیم که شاید دیگر شاهدش نباشیم.

اول شایعه بود ولی کم کم با نزدیک شدن روز کارگر متوجه شدیم که قضیه جدی است. صحبت از بازدید شخصیت مهمی بود. یعنی در واقع مهمترین شخصی که امکانش بود.

بلافاصه با جدی شدن موضوع همه در مورد این صحبت میکردند که علت بازدید چیست. به نظر من که اینجور بازدیدها نشانه قدرت مدیر یک مجموعه است که توانسته چنین شخصیت مهمی را به شرکت خودش بیاورد و با آمدن او به همه رقبا نشان بدهد که کاملا مورد تایید است و جابجایی خودش را سخت کند یا اگر جابجا شد ، کار مهم تری را انتظار داشته باشد.

خلاصه که کارها شروع شد ،از طرف شرکت مادر ، یک مدیر به عنوان "مدیر رویداد" تعیین شده بود که همه کارها از طرف شرکت را او با تیم حفاظتی هماهنگی میکرد. سطح حفاظتهای امنیتی و کارهایی که انجام شد واقعا بی نظیر بود یعنی به هیچ وجه تقریبا هیچ ریسکی را قبول نمیکردند اما با همه پیش بینی ها باز هم روز بازدید ازدحام زیاد بود و هم خیلی معطل شدیم و هم فشار زیادی را برای ورود و خروج تحمل کردیم که به راحتی میشد کار را طوری مدیریت کرد که پیش نیاید.

من که آن عقبها نشسته بودم و در فیلم نبودم ولی وقتی فیلم بازدید از صدا و سیما پخش شد ، کلی سر به سر یکی از همکاران که مشغول نوشتن نکات سخنرانی بود گذاشتیم که حتما میخواهد وزیر شود و ....

تجربه جالبی بود خصوصا نمایشگاهی که از کارهای شرکتهای گروه برگزار شد برای خودمان هم دیدنی بود چون تا بحال فرصتی نشده بود که همه محصولات همه شرکتها را در یک جا داشته باشیم به همین خاطر ، نمایشگاه تا سه روز بعد هم دایر بود برای بازدید خود کارکنان شرکتها که می آمدند و بازدید میکردند.

صدا و سیما هم آن روز تقریبا کامل در اختیار مدیرعامل گروه بود ، حتی سمفونی مخصوص گروه که تهیه شده بود را از کانال یک پخش کردند ، آنهم بدون پرداخت هزینه و خلاصه که کلی تبلیغ گروه و شرکتهای گروه شد.

بابا