سلام بچه های گلم

هفته گذشته یکی از همکارانمان که در پروژه اندونزی کار میکرد، فوت کرد و همه عزا دار شدیم ظاهرا تنها با مادرش زندگی میکرد و روزهای اول که منتظر بازگشت پیکرش از اندونزی بودیم ، همکارانش میگفتند که مادرش باور نمیکند که فوت کرده است و خلاصه خیلی حالش بد بوده است.

اما برخوردهایی که در این مدت با این موضوع انجام شد نکات قابل توجهی داشت. بنابه روال معمول ، پیام تسلیت و عکس همکارمان چند روزی روی صفحه همه کامپیوترها بود و حتی شیرینی برای روز پدر را هم ندادند و تبریک هم نگفتند  و امروز شیرینی توزیع کردند و همین موضوع برای تکنسینهای شرکت محل اعتراض شد که "چرا وقتی سال گذشته یکی از تکنسینها فوت کرد ، فقط یک روز این وضعیت بود و بعدش وضعیت خیلی عادی شد ولی الان که یک مهندس فوت کرده است ، حتی تبریک روز پدر هم انجام نمیشود و .." از دید من هم اینهمه باقی ماندن عکس همکارمان و تبریک نگفتن روز پدر و ... شاید زیادی بود اما اینکه آنرا از منظر تقابل تکنسین-مهندس تفسیر کنیم ، هم زیادی بد بینانه و افراطی است ولی متاسفانه مدتهاست که به نظر میرسد خیلی از تکنسینها به این تقابل رسیده اند و هر روز هم با دیدن نشانه هایی برایشان مسجل میشود که شرکت برای تکنسینهایش ارزشی قائل نیست و اگر ارزشی هم هست، اصلا قابل مقایسه با ارزش مهندسانش نیست.

شاید یکی از بدترین آفتهایی که میتواند به سراغ یک سازمان برود همین است که یک عده از نیروهایش (که اینجا تقریبا نصف بیشتر کل سازمان ما هستند) احساس تبعیض و نادیده گرفته شدن بکنند.

بعید میدانم که چنین موضوعی در ذهن مدیران ارشد و مدیرعامل شرکت باشد اما متاسفانه بین پرسنل به وجود آمده است و امیدوارم راهی برای کمتر شدنش پیدا شود.

بابا