سلام بچه های گلم

چند روز پیش مبعث بود. داشتم به این فکر میکردم که چه چیز رمز موفقیت اولیه و گسترش دین اسلام در سالهای آغازین بوده است؟ اینکه میگویم سالهای آغازین (منظورم سالهای حضور پیامبر اسلام است) به این خاطر است که فکر میکنم با دور شدن از سالهای اولیه و کشورگشایی ها و سیاسی شدن "گسترش اسلام" ، وضعیت تفاوت کرده است.

بگذریم ، از دین من رمز موفقیت اولیه اسلام "زندگی بهتری" بود که به مردم آن زمان ارائه کرد و در مقابل الگوی متداول آن روزهای آن سرزمین ، قوی تر بود و پیروز شد . حتی در هجرت پیامبر از مکه به مدینه هم این موضوع مشهود است که ایمان آوردن اهل مدینه و پذیرش پیامبر ، به دلیل صلحی بود که به یک دشمنی دیرینه و جنگ های فرسایشی بین دو قبیله "اوس" و "خزرج" ایجاد کرد .

اینکه به این نکته اشاره میکنم به این دلیل است که این روزها ، کسانیکه مدعی دین داری و گسترش دین هستند یادشان رفته که اگر نتیجه تعالیم دینی یک زندگی "بهتر" در همین دنیا نباشد ، بعید است که موفق شوند . میدانم که "زندگی بهتر در این دنیا" کاملا نسبی است و نسبت به هرجامعه و هر تاریخی تفاوت میکند و هرکس یک ذهنیت شخصی از "زندگی بهتر" برای خودش دارد ولی دقیقا قصدم همین است که بگویم اگر در هر شرایطی ، دین نتواند خودش را تطبیق دهد و شرایط بهتری را به جامعه هدفش ارائه کند (به همه نسبیتی که در مفهوم "بهتر" نهفته است) اقبالی هم پیدا نخواهد کرد و اگر الان کسی فکر میکند که اقبال مردم به دین کمتر شده است ، بهتر است متوجه باشد که این نشانه "ارائه نکردن زندگی بهتر به مردم" است و نه چیز دیگر.

اینکه جلوی مردم را بگیریم که با دیگران ارتباط نداشته باشند تا نفهمند که شرایط "بهتری" هم هست یا درکشان از مفهموم "بهتر" تغییر نکند و ... تا ما با همان الگوهای گذشته بتوانیم آنها را جذب کنیم ، خیلی نامردی است!

بابا