سلام پرنیانی

یکشنبه سوم خرداد، جشن الفبا یا همان جشن پایان سال کلاس اول شما بود. از مدتها قبل شما و کلاس خانم رهبر ، هر کدام تئاتری آماده کرده بودید که در آن تقریبا همه بچه های کلاس ، نقشی داشتند و آن روز اجرا کردید. البته تو اصرار داشتی که باید برای نقشت ، لباس محلی داشته باشی و ما هم با کلی این در و آن در زدن از دوستت "صبا" گرفتیم ولی روز مراسم متوجه شدیم که فقط دو نفر که نقش قصه گو را داشتند باید لباس محلی میپوشیدند و بقیه لازم نبود! نقش تو هم "صدای حروف" بود که به خوبی نقشت را اجرا کردی.

از ما خواسته بودند که عکس نگیریم تا مراسم به هم نخورد و به همین خاطر از همانجا که نشسته بودم و فقط به خاطر ثبت در اینجا چند عکس گرفتم که خیلی کیفیت شان خوب نشد:

 

بجز تئاترهای شما ، یک گروه دو نفره هم بودند که از روی کتابهای درسی تان تئاتر و شعر اجرا میکردند و برنامه شان تقریبا جالب بود ، در معرفی خودشان گفتند که معلم هستند و یکی معلم هنر است و دیگری هم معلم ادبیات که دو روز از هفته را درس میدهند و باقی هفته را در مدارس ، برنامه های آموزشی اجرا میکنند . لباسهایشان ولی خیلی جالب نبود یعنی هم مشخص بود که مدتهاست شسته نشده اند! و هم روی لباس معمولی شان میپوشیدند و کمی توی ذوق میزد اما در مجموع بد نبود.

در انتهای کلاس هم که کارنامه تان را دادند و کیک بریدند و خلاصه خوش گذشت.

بعدش هم که رفتیم و پیش ثبت نام کردیم و برایت لباس سفارش دادیم و آمدیم خانه.

اولین فارغ التحصیلی ات مبارک پرنیانی: از طرف بابا و مامان