سلام بچه های گلم

این روزها موضوع سرطان و راه های درمانی آن یکی از موضوعات اصلی پزشکی است و شاید وقتی که شما بزرگ شده اید، برای خیلی از انواع آن درمان پیدا شده باشد ولی بعید میدانم به این راحتی برای سرطانهای سازمانی راه حلی پیدا شود.

بگذارید بیشتر توضیح بدهم : چیزی که درمان سرطان را سخت میکند این است که سیستم ایمنی بدن، سلولها و اعضای سرطانی را بعنوان "دشمن سلامتی" نمیشناسد و بنابراین به آنها کاری ندارد و همین است که درمان را سخت میکند ولی این اعضا و سلولها (که اتفاقا سرعت زیادی در تکثیر خودشان دارند) فقط شکل سلولهای اصلی هستند ولی کارکرد سلولهای اصلی را ندارند یعنی مثلا اگر سلول ریه سرطانی میشود، ظاهرش درست مثل همان سلول اصلی و سالم است اما کار سلول سالم را (که گرفتن و انتقال اکسیژن به خون است) انجام نمیدهد و وقتی که کل ریه به این وضعیت برسد، بیمار نمیتواند تنفس کند و می میرد.

در سازمانها هم همین وضعیت است و ما در بسیاری از سازمانها (خصوصا خیلی از سازمانهای دولتی) قوانین ، ساختارها و کمیته ها و حتی افرادی را داریم که اگر درست به کارشان عمل کنند، قطعا بسیاری از مشکلات حل میشود ولی درست کار نمیکنند یعنی مدیر داریم که تصمیمات خوبی نمیگیرد یا اساسا مدیریت نمیکند، کمیته داریم ولی در کمیته موضوعات اصلی که قرار بوده، بررسی نمیشود ، دستورالعمل داریم ولی اجرا نمیشود و ... این سازمانها ، سرطانی هستند و درمانشان هم سخت است چون به راحتی افراد این سازمانها یا مدیرانشان میتوانند ادعا کنند که همه چیز وجود دارد و فقط در اجرا "کمی" مشکل دارند که حل میشود و عادی است! اگر ممیزی شود هم میتوانند با صحنه سازی و مدرک سازی ، ممیز را گول بزنند و ادعا کنند که ساختارها درست کار میکنند.

اگر مدیران ارشد این سازمانها ، "سرطانی" نباشند شاید امیدی به حل آن باشد اما اگر سرطان به مدیران هم رسیده باشد ، دیگر کاری نمیشود کرد .

امیدوارم شما دچار این سازمانها نشوید.

بابا